فوج

اشعار ناصر خسرو
امروز دوشنبه 13 مرداد 1399
تبليغات تبليغات

سفرنامه ناصر خسرو

چنین گوید ابومعین الدین ناصر خسرو القبادینی المروزی تاب الله عنه که من مردی دبیرپیشه

بودم و از جمله متصرفان در اموال و اعمال سلطانی، و به کارهای دیوانی مشغول بودم و

مدتی در آن شغل مباشرت نموده در میان اقران شهرتی یافته بودم...


 


 

دسته بندي: شعر,ناصر خسرو,

دیوان ناصر خسرو_قصیده ها 250تا280

آسایشت نبینم ای چرخ آسیائی****خود سوده می نگردی ما را همی بسائی

ما را همی فریبد گشت دمادم تو****من در تو چون بپایم گر تو همی نپائی؟

بس بی وفا و مهری کز دوستان یکدل****نور جمال و رونق خوش خوش همی ربائی

دسته بندي: شعر,ناصر خسرو,

دیوان ناصر خسرو_قصیده ها 150تا200

به راه دین نبی رفت ازان نمی یاریم****که راه با خطر و ما ضعیف و بی یاریم

چون روز دزد ره ما گرفت اگر به سفر****بجز به شب نرویم، ای پسر، سزاواریم

ازین به ستان ستاره به روز پنهانیم****ز چشم خلق و به شب رهبریم و بیداریم

دسته بندي: شعر,ناصر خسرو,

دیوان ناصر خسرو_قصیده ها100تا150

ای به هوا و مراد این تن غدار****مانده به چنگال باز آز گرفتار

در غم آزت چو شیر شد سر چون قیر****وان دل چون تازه شیر تو شده چون قار

آز تو را گل نماید ای پسر از دور****لیک نباشد گلش مگر همه جز خار

آز، گر او را امین کنی، بستاند****او نه به بسیار چی ز عمر تو بسیار

دسته بندي: شعر,ناصر خسرو,

مطالب تصادفي

مطالب پربازديد