فوج

با چه چیزی دانسته می شود که کسی مؤمن است؟ فرمودند: با تسلیم شدن برای خدا و خرسندی به آنچه بر او می رسد، چه شادی و چه ناراحتی.
امروز چهارشنبه 30 مهر 1399
تبليغات تبليغات

خشنودی به قضا

 



خشنودی به قضا


 

[١5٧٠]١-یکی از بزرگان بنی نجاشی از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده که فرمودند: در رأس فرمانبری از خداوند، شکیبایی و خشنودی از خداوند است. در هر کاری، چه بنده آن را دوست داشته باشد یا دوست نداشته باشد. و هیچ بنده ای در آنچه دوست می دارد یا دوست نمی دارد از خدا خرسند نمی شود مگر این که خیری برایش به همراه می آورد.

[١5٧١]٢-لیث مرادی از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده که فرمودند: داناترین مردم به خداوند خشنودترین شان به قضای آن عزّتمند است.

[١5٧٢]٣-ابو حمزۀ ثمالی از حضرت سجّاد علیه السّلام روایت کرده که فرمودند:

شکیبایی و خرسندی از خداوند در رأس فرمانبری از خداوند است. و کسی که در آنچه خداوند بر او حکم کرده، شکیبایی کند و از او خرسند باشد، چه برایش خوش باشد و چه ناخوش، خداوند عزّتمند برای او جز آنچه خیر است حکم نمی کند.

[١5٧٣]4-ابو عبیدۀ حذّاء از حضرت باقر علیه السّلام روایت کرده که رسول خدا-درود خدا بر او و بر خاندانش-فرمودند: خدای شکوهمند فرموده است: همانا از میان بندگان مؤمن ام بنده ای است که کار دینش جز با توانگری و گشادگی روزی و تندرستی بدن درست نمی شود. پس من او را به توانگری و گشادگی روزی و تندرستی بدن دچار می کنم تا کار دینش درست شود.

و دیگر از بندگان مؤمنم بنده ای است که کار دینش جز با نداری و بیچارگی و بیماری در بدنش درست نمی شود پس او را به نداری و بیچارگی و بیماری دچار می کنم تا کار دینش درست گردد. و من به آنچه کار دین بندگانم به سببش درست می شود داناترم.

از بندگانم مؤمنم یکی در عبادتم می کوشد، از خواب و بالش لذّت بخش خود جدا شده، شب را به خاطر من زنده می کند و خودش را در عبادت من خسته می کند.

من یک شب و دو شب به جهت گوشۀ چشمی که به او دارم و برای ماندنش در این حال او را به چرت می اندازم. او می خوابد و صبحگاه برمی خیزد درحالی که از خودش ناراحت است و آن را سرزنش می کند. ولی اگر میان او و عبادتم را باز بگذارم، غروری به او دست می دهد که به فتنۀ در اعمالش کشیده می شود.

و به جهت همین غرور در اعمال و خرسندی از خود-چنان که می پندارد او بالاتر از همۀ عبادتگران است و در عبادت کوتاهی نمی کند-به سوی هلاکت می رود.

از من دور می شود ولی می پندارد که نزدیک شده است. پس عمل کنندگان نباید به عمل هایی که به خاطر پاداشم انجام می دهند تکیه کنند؛ چون آنان هرچه بکوشند و خودشان را خسته کنند و عمرشان را در عبادت من بگذارند، باز کوتاهی کرده اند و در آنچه از من می خواهند، از بزرگواری و نعمت های بهشتم و درجات والا در کنارم به نهایت عبادتم نمی رسند.

بلکه باید به رحمتم اطمینان کرده، به احسانم شاد شوند و با حسن ظنّ به من آرام گردند. تا رحمتم به دنبالشان برود و احسانم به بهشت رساند و آمرزشم جامۀ عفوم را به ایشان بپوشاند. که منم خداوند رحمتگر مهربان و به آن نامیده شده ام.

[١5٧4]5-صفوان شتربان از حضرت کاظم علیه السّلام روایت کرده که فرمودند: برای کسی که عقلی از خدا دارد سزاوار است که او را در روزی دادن، به کندی نسبت نداده، در قضا متّهمش نکند.

[١5٧5]6-عمرو نهیک فروشندۀ هراتی روایت کرده که حضرت صادق علیه السّلام فرمودند: خداوند شکوهمند فرموده است: بندۀ مؤمنم را دربارۀ کاری نمی گردانم جز این که آن را برایش خیر قرار دهم. پس باید به قضایم خرسند، به بلایم شکیبا و به نعمت هایم سپاسمند باشد تا ای محمّد [درود خدا بر او و بر خاندانش]او را از صدّیقان درگاهم بنویسم.

[١5٧6]٧-داود فرقد از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده که در آنچه خداوند عزّتمند به موسای عمران وحی کرده چنین آمده است: ای موسای عمران من هیچ آفریده ای دوست داشتنی تر از بندۀ مؤمنم نیافریده ام. من او را به آنچه خیر او است دچار می کنم و به آنچه برایش خیر است عافیت اش می دهم و آنچه را برایش بد است به جهت خیرش از او دور می کنم و من به آنچه برای بنده ام شایسته است داناترم.

پس او باید بر بلایم شکیبا، بر نعمت هایم سپاسمند و به قضایم خرسند باشد تا چون برای خرسندی من عمل کرد و از فرمانم اطاعت کرد او را از صدّیقان درگاهم بنویسم.

[١5٧٧]٨-ابن ابو یعفور از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده که فرمودند: از مرد مسلمان درشگفتم که خداوند شکوهمند قضایی بر او حکم نمی کند مگر این که خیرش باشد. و اگر با قیچی ها او را پاره پاره کنند برای خیر او است و اگر صاحب مشرق و مغرب زمین هم شود برای خیر او است.

[١5٧٨]٩-عبد اللّه بن محمّد جعفی از حضرت باقر علیه السّلام روایت کرده که فرمودند: سزاوارترین آفریدۀ خداوند برای تسلیم شدن به قضای آن عزّتمند کسی است که او را بشناسد و کسی که به قضا خرسند باشد، آن قضا بر او اجرا شده، خداوند پاداشش را بزرگ می سازد. و کسی که از قضا خشمگین باشد، آن قضا بر او می گذرد و خداوند پاداشش را تباه می سازد.

[١5٧٩]١٠-هاشم برید گفته است: حضرت سجّاد علیه السّلام به من فرمود: زهد ده بخش است، که بالاترین درجه اش، پایین ترین درجۀ پرهیزگاری است و والاترین درجۀ پرهیزگاری، کم ترین درجۀ یقین است و والاترین درجۀ یقین، پست ترین درجۀ رضا.

[١5٨٠]١١-علی اسباط به نقل از کسی که نامش را برده از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده که فرمودند: حضرت حسن مجتبی علیه السّلام به دیدار عبد اللّه جعفر رفت و فرمود: ای عبد اللّه، مؤمن نیست کسی که به قسمت خود ناراضی است و جایگاه خودش را اندک می شمارد درحالی که خداوند بر او چنین حکم رانده است. و من برای کسی که در دلش جز رضا نباشد ضمانت می کنم که از خدا بخواهد و استجابت شود.

[١5٨١]١٢-مردی گفته است: به حضرت صادق علیه السّلام عرض کردم: با چه چیزی دانسته می شود که کسی مؤمن است؟ فرمودند: با تسلیم شدن برای خدا و خرسندی به آنچه بر او می رسد، چه شادی و چه ناراحتی.

[١5٨٢]١٣-عبد اللّه ابو یعفور از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده که فرمودند:

رسول خدا-درود خدا بر او و بر خاندانش-دربارۀ چیزی که گذشته بود، نمی فرمود: کاش جز این می شد.

اصول کافی ج3ص...146

 

شباهت ائمه (ع) به گذشتگان



دسته بندي: کتاب انلاین,حدیث,
مطالب مرتبط :

ارسال نظر

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

مطالب تصادفي

مطالب پربازديد