فوج

نهی از کشتار خوارج/اندرزهای حکیمانه /علل نکوهش کوفیان
امروز جمعه 09 آبان 1399
تبليغات تبليغات

نهج البلاغه(خطبه 61الی90)آموزش تاکتیک های نظامی


 


نهج البلاغه(خطبه 61الی90)

ترجمه خطبه 61


 

(در سال 38 هجری، پس از پایان جنگ نهروان، نسبت به آینده خوارج فرمود)

نهی از کشتار خوارج

بعد از من با خوارج نبرد نکنید ، زیرا کسی که در جستجوی حق بوده و خطا کرد مانند کسی نیست که طالب باطل بوده و آن را یافته است.

(منظور امام از گروه دوم معاویه و یاران او هستند)

ترجمه خطبه 62

اشاره

(در سال 40 هجری، روزهای آخر عمر شریف امام علیه السّلام در کوفه در پاسخ به برخی از تهدیدها و کشته شدن ناگهانی فرمود)

موضع گیری امام علیه السّلام برابر تهدید به ترور

پروردگار برای من پوششی استوار قرار داد که مرا حفظ نماید ، هنگامی که عمرم بسر آید، از من دور شده و مرا تسلیم مرگ می کند ، که در آن روز نه تیر خطا می رود و نه زخم بهبود می یابد.

ترجمه خطبه 63

روش برخورد با دنیا

ص: 112

ص: 113

آگاه باشید! دنیا خانه ای است که کسی در آن ایمنی ندارد جز آنکه به جمع آوری توشه آخرت پردازد و از کارهای دنیایی کسی نجات نمی یابد. مردم به وسیله دنیا آزمایش می شوند ، پس هر چیزی از دنیا را برای دنیا به دست آورند از کفشان بیرون می رود، و بر آن محاسبه خواهند شد ، و آنچه را در دنیا برای آخرت تهیّه کردند به آن خواهند رسید، و با آن خواهند ماند ، دنیا در نظر خردمندان چونان سایه ای است که هنوز گسترش نیافته، کوتاه می گردد ، و هنوز فزونی نیافته کاهش می یابد.

ترجمه خطبه 64

شتافتن به سوی اعمال پسندیده

ای بندگان خدا! از خدا بپرهیزید. و با اعمال نیکو به استقبال أجل بروید ، با چیزهای فانی شدنی دنیا آنچه که جاویدان می ماند خریداری کنید. از دنیا کوچ کنید که برای کوچ دادنتان تلاش می کنند. آماده مرگ باشید که بر شما سایه افکنده است. چون مردمی باشید که بر آنها بانگ زدند و بیدار شدند ، و دانستند دنیا خانه جاویدان نیست و آن را با آخرت مبادله کردند. خدای سبحان شما را بیهوده نیافرید ، و به حال خود وا نگذاشت ، میان شما تا بهشت یا دوزخ، فاصله اندکی جز رسیدن مرگ نیست. زندگی کوتاهی که گذشتن لحظه ها از آن می کاهد ، و مرگ آن را نابود می کند ، سزاوار است که کوتاه مدّت باشد. زندگی که شب و روز آن را به پیش می راند به زودی پایان خواهد گرفت. مسافری که سعادت یا شقاوت همراه می برد باید بهترین توشه را با خود بردارد. از این خانه دنیا زاد و توشه بردارید که فردای رستاخیز نگهبانتان باشد. بنده خدا باید از پروردگار خود بپرهیزد ، خود را پند دهد و توبه را پیش فرستد ، و بر شهوات غلبه کند ، زیرا مرگ او پنهان و پوشیده است ، و آرزوها فریبنده اند ، و شیطان، همواره با اوست و گناهان را زینت و جلوه می دهد تا بر او تسلّط یابد ، انسان را در انتظار توبه نگه می دارد که آن را تأخیر اندازد ، و تا زمان فرا رسیدن مرگ از آن غفلت نماید. وای بر غفلت زده ای که عمرش بر ضد او گواهی دهد ، و روزگار او را به شقاوت و پستی کشاند. از خدا می خواهیم که ما و شما را برابر نعمت ها مغرور نسازد ، و چیزی ما را از اطاعت پروردگار باز ندارد ، و پس از فرا رسیدن مرگ دچار پشیمانی و اندوه نگرداند.

ص: 114

ص: 115

ترجمه خطبه 65

اشاره

(در سال 38 هجری پس از پایان جنگ صفّین در مسجد کوفه این سخنرانی را ایراد کرد)

خدا شناسی «شناخت صفات خدا»

ستایش خداوندی را سزاست که صفتی بر صفت دیگرش پیشی نگرفته تا بتوان گفت: پیش از آن که آخر باشد اوّل است و قبل از آن که باطن باشد ظاهر است. هر واحد و تنهایی جز او، اندک است ، هر عزیزی جز او ذلیل ، و هر نیرومندی جز او ضعیف و ناتوان است ، هر مالکی جز او بنده ، و هر عالمی جز او دانش آموز است ، هر قدرتمندی جز او، گاهی توانا و زمانی ناتوان است ، هر شنونده ای جز خدا در شنیدن صداهای ضعیف کر و برابر صداهای قوی، ناتوان است و آوازهای دور را نمی شنود. «1» هر بیننده ای جز خدا، از مشاهده رنگ های ناپیدا و اجسام بسیار کوچک ناتوان است ، «2» هر ظاهری غیر از او پنهان ، و هر پنهانی جز او آشکار است. مخلوقات را برای تقویت فرمانروایی ، و یا برای ترس از آینده ، یا یاری گرفتن در مبارزه با همتای خود ، و یا برای فخر و مباهات شریکان ، و یا ستیزه جویی مخالفان نیافریده است. بلکه همه، آفریده های او هستند و در سایه پرورش او ، بندگانی فروتن و فرمانبردارند. خدا در چیزی قرار نگرفته تا بتوان گفت در آن جاست ، و دور از پدیده ها نیست تا بتوان گفت از آنها جداست. آفرینش موجودات او را در آغاز ناتوان نساخته ، و از تدبیر پدیده های آفریده شده باز نمانده است ، نه به خاطر آنچه آفریده قدرتش پایان گرفته و نه در آنچه فرمان داد و مقدّر ساخت دچار تردید شد. بلکه فرمانش استوار ، و علم او مستحکم ، و کارش بی تزلزل است. خدایی که به هنگام بلا و سختی به او امیدوار ، و در نعمت ها از او بیمناکند.

ترجمه خطبه 66

اشاره

(در یکی از روزهای آغازین جنگ صفّین در سال 37 هجری برای لشکریان خود ایراد فرمود)

آموزش تاکتیک های نظامی

ای گروه مسلمانان ، لباس زیرین را ترس خدا ، و لباس رویین را آرامش و خونسردی قرار دهید. دندان ها را بر هم بفشارید تا مقاومت شما برابر ضربات شمشیر دشمن بیشتر گردد ، زره نبرد خود را کامل کنید ، پیش از آن که شمشیر را از غلاف بیرون کشید چند بار تکان دهید ، با گوشه چشم به دشمن بنگرید و ضربت را از چپ و راست فرود آورید ، و با تیزی شمشیر بزنید ، و با گام برداشتن به پیش، شمشیر را به دشمن برسانید ، و بدانید که در پیش روی خدا و پسر عموی پیغمبر صلّی اللّه علیه و آله و سلّم قرار دارید.

______________________________

(1) اشاره به علم: آکوستیک AKUSTIK )صوت شناسی)

(2) چشم انسان همه رنگ ها را نمی بیند، مانند رنگ های موجود در نور خورشید، و انواع اشعّه ها که باید با وسائل الکترونیک پیشرفته مشاهده کرد، و گوش ها محدودند که ارتعاشات خاصّی را می شنوند، گوش انسان تا 2000 ارتعاش و گوش سگ تا 7000 ارتعاش صوتی را درک می کند، اینها نکات علمی دقیقی است که در عصر ما دانشمندان علوم به آن رسیده اند، شگفت آور آن که امام علی علیه السّلام چهارده قرن قبل به اینگونه از واقعیّت ها اشاره فرموده است.

ص: 116

ص: 117

پی در پی حمله کنید و از فرار شرم دارید ، زیرا فرار در جنگ، لکّه ننگی برای نسل های آینده و مایه آتش روز قیامت است ، از شهادت خرسند باشید و به آسانی از آن استقبال کنید. به آن گروه فراوان اطراف خیمه پر زرق و برق و طناب در هم افکنده (فرماندهی معاویه) به سختی حمله کنید ، و به قلب آنها هجوم برید که شیطان در کنار آن پنهان شده ، دستی برای حمله در پیش ، و پایی برای فرار آماده دارد ، مقاومت کنید تا ستون حق بر شما آشکار گردد. «شما برترید، خدا با شماست، و از پاداش اعمالتان نمی کاهد».

ترجمه خطبه 67

اشاره

(وقتی در 28 صفر سال 11 هجری ماجرای سقیفه را به امام رساندند پرسید: انصار چه گفتند؟ پاسخ شنید که انصار گفتند: زمامداری از ما، و رهبری از شما مهاجرین انتخاب گردد. پس امام علیه السّلام فرمود)

ردّ استدلال انصار و قریش نسبت به امامت در سقیفه «1»

چرا با آنها به این سخن رسول خدا استدلال نکردید که آن حضرت در باره انصار سفارش فرمود: با نیکان آنها به نیکی رفتار کنید و از بدکاران آنها در گذرید! [پرسیدند چگونه این حدیث انصار «2» را از زمامداری دور می کند؟ پاسخ داد:] اگر زمامداری و حکومت در آنان بود، سفارش کردند در باره آنها معنایی نداشت [سپس پرسید، قریش در سقیفه چه گفتند؟ جواب دادند: قریش می گفتند ما از درخت رسالتیم، امام علیه السّلام فرمود] به درخت رسالت استدلال کردند! امّا میوه اش را ضایع ساختند.

ترجمه خطبه 68

اشاره

(پس از آنکه محمّد بن ابی بکر در مصر در سال 38 هجری شهید شد فرمود:)

ستودن هاشم بن عتبه برای فرمانداری مصر «پس از شهادت محمد بن ابی بکر»

می خواستم هاشم بن عتبه را فرماندار مصر کنم ، اگر او را انتخاب می کردم میدان را برای دشمنان خالی نمی گذارد ، و به عمرو عاص و لشکریانش فرصت نمی داد ، نه اینکه بخواهم محمد بن ابی بکر را نکوهش کنم ، که او مورد علاقه و محبّت من بوده و در دامنم پرورش یافته بود.

______________________________

(1) سقیفه، خانه ای بود در شهر مدینه که قریش برای حلّ اختلافات خود در آنجا گرد می آمدند و به (سقیفه بنی ساعده) معروف شد، که ابا بکر و عمر، و هم پیمان های آنان کودتای نظامی خود را از آنجا سامان دادند.

(2) آنها را که از مکّه هجرت کرده و در مدینه مسکن گزیدند «مهاجر» و آنها که اهل شهر مدینه بودند و پیامبر و یارانش را کمک می کردند «انصار» می نامیدند.

ص: 118

ص: 119

ترجمه خطبه 69

اشاره

(در سال 39 هجری پس از شنیدن غارتگری های فرماندهان معاویه در «عین التّمر» در نکوهش کوفیان فرمود)

علل نکوهش کوفیان

چه مقدار با شما کوفیان مدارا کنم؟ چونان مدارا کردن با شتران نو باری که از سنگینی بار، پشتشان زخم شده است ، و مانند وصله زدن جامه فرسوده ای که هر گاه از جانبی آن را بدوزند، از سوی دیگر پاره می گردد؟ هر گاه دسته ای از مهاجمان شام به شما یورش آوردند، هر کدام از شما به خانه رفته، درب خانه را می بندید ، و چون سوسمار در سوراخ خود می خزید ، و چون کفتار در لانه می آرمید. سوگند به خدا! ذلیل است آن کس که شما یاری دهندگان او باشید ، کسی که با شما تیر اندازی کند گویا تیری بدون پیکان رها ساخته است. به خدا سوگند، شما در خانه ها فراوان ، و زیر پرچم های میدان نبرد اندکید ، و من می دانم که چگونه باید شما را اصلاح و کجی های شما را راست کرد ، امّا اصلاح شما را با فاسد کردن روح خویش جایز نمی دانم. خدا بر پیشانی شما داغ ذلّت بگذارد ، و بهره شما را اندک شمارد ، شما آنگونه که باطل را می شناسید از حق آگاهی ندارید ، و در نابودی باطل تلاش نمی کنید آن سان که در نابودی حق کوشش دارید.

ترجمه خطبه 70

اشاره

(در سال 40 هجری سحر گاهی که ضربت خورد، فرمود)

شکوه ها با پیامبر صلّی اللّه علیه و آله و سلّم

همان گونه که نشسته بودم، خواب چشمانم را ربود ، «1» رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله و سلّم را دیدم ، پس گفتم ای رسول خدا، از امّت تو چه تلخی ها دیدم و از لجبازی و دشمنی آنها چه کشیدم! پیامبر صلّی اللّه علیه و آله و سلّم فرمود: نفرینشان کن. گفتم:

خدا بهتر از آنان را به من بدهد ، و به جای من شخص بدی را بر آنها مسلّط گرداند.

(کلمه «أود» یعنی کجی و انحراف و «لدد» یعنی دشمنی و خصومت، و این از فصیح ترین کلمات است)

______________________________

(1) در سحرگاه نوزدهم ماه رمضان سال چهلم هجری

ص: 120

ص: 121

ترجمه خطبه 71

اشاره

(در سال 38 هجری و پس از فریب خوردن کوفیان از مکر و حیله عمرو عاص و معاویه، هشدار گونه فرمود)

علل نکوهش اهل عراق

پس از ستایش پروردگار! ای مردم عراق! همانا شما به زن بار داری می مانید «1» که در آخرین روزهای بار داری جنین خود را سقط کند ، و سرپرستش بمیرد ، و زمانی طولانی بی شوهر ماند ، و میراث او را خویشاوندان دور غارت کنند. آگاه باشید! من با اختیار خود به سوی شما نیامدم بلکه به طرف دیار شما کشانده شدم ، به من خبر دادند که می گویید علی دروغ می گوید! خدا شما را بکشد ، بر چه کسی دروغ روا داشته ام؟ آیا به خدا دروغ روا داشتم؟ در حالی که من نخستین کسی هستم که به خدا ایمان آوردم، «2» یا بر پیامبرش؟ در حالی که من اول کسی بودم که او را تصدیق کردم! نه به خدا هرگز! آنچه گفتم واقعیّتی است که شما از دانستن آن دورید ، و شایستگی درک آن را ندارید ، مادرتان در سوگ شما زاری کند «وای، وای، سر دهد» پیمانه علم را به شما به رایگان بخشیدم ، اگر ظرفیّت داشته باشید ، و به زودی خبر آن را خواهید فهمید.

ترجمه خطبه 72

اشاره

(مردم را آموزش داد تا چگونه بر پیامبر صلّی اللّه علیه و آله و سلّم درود فرستند)

1* ویژگی های پیامبر صلّی اللّه علیه و آله و سلّم

بار خدایا! ای گستراننده هر گسترده ، و ای نگهدارنده آسمان ها ، و ای آفریننده دل ها بر فطرت های خویش: دل های رستگار و دل های شقاوت زده. گرامی ترین درودها و افزون ترین برکات خود را بر محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم بنده و فرستاده ات اختصاص ده ، که خاتم پیامبران گذشته ، و گشاینده درهای بسته و آشکار کننده حق با برهان است. دفع کننده لشکرهای باطل ، و درهم کوبنده شوکت گمراهان است ، آن گونه که بار سنگین رسالت را بر دوش کشید ، و به فرمانت قیام کرد ، و به سرعت در راه خشنودی تو گام برداشت ، حتّی یک قدم به عقب برنگشت ، و اراده او سست نشد ، و در پذیرش و گرفتن وحی، نیرومند بود ، حافظ و نگهبان عهد و پیمان تو بود ، و در اجرای فرمانت تلاش کرد تا آنجا که نور حق را آشکار ، و راه را برای جاهلان روشن ساخت ، و دل هایی که در فتنه و گناه فرو رفته بودند هدایت شدند. پرچم های حق را بر افراشت.

______________________________

(1) ضرب المثل است: زیرا کوفیان پس از تحمّل فراوان سختی های جنگ صفّین در آخرین لحظه های پیروزی، فریب قرآنهای بالای نیزه را خوردند.

(2) علّامه امینی در ج 3 الغدیر در صفحات 219 تا 247 با یک صد حدیث از کتب اهل سنّت این حقیقت را اثبات می کند. نویسندگان بزرگ اهل سنّت و اصحاب رسول خدا این روایت «بریده اسلمی» را نقل کردند و قبول دارند که:

«اوحی الی رسول اللّه یوم الإثنین و صلّی علیّ یوم الثلاثا»

روز دوشنبه بر پیغمبر صلّی اللّه علیه و آله و سلّم وحی نازل شد و روز سه شنبه علی صلّی اللّه علیه و آله و سلّم نماز خواند». صحیح ترمذی ج 2 ص 214- و مستدرک حاکم ج 3 ص 112.

ص: 122

ص: 123

و احکام نورانی را بر پا کرد ، پس او پیامبر امین، و مورد اعتماد ، و گنجینه دار علم نهان تو ، و شاهد روز رستاخیز ، و بر انگیخته تو برای بیان حقائق ، و فرستاده تو به سوی مردم است.

2* دعا برای پیامبر صلّی اللّه علیه و آله و سلّم

پروردگارا! برای پیامبر صلّی اللّه علیه و آله و سلّم در سایه لطف خود جای با وسعتی بگشای ، و از فضل و کرمت پاداش او را فراوان گردان. خداوندا! کاخ آیین او را از هر بنایی برتر و مقام او را در پیشگاه خود گرامی تر گردان و، نورش را کامل گردان ، و پاداش رسالت او را پذیرش گواهی و شفاعت و قبول گفتار او قرار ده ، زیرا که دارای منطقی عادلانه ، و راه جدا کننده حق از باطل بود. بار خدایا! بین ما و پیغمبرت در نعمت های جاویدان، و زندگانی خوش ، و آرزوهای بر آورده ، و خواسته های به انجام رسیده ، در کمال آرامش ، و در نهایت اطمینان ، همراه با مواهب و هدایای با ارزش، جمع گردان!

ترجمه خطبه 73

اشاره

(در باره مروان بن حکم در بصره فرمود) [گویند در سال 36 هجری وقتی مروان بن حکم، داماد عثمان، در جنگ جمل اسیر شد ، امام حسین علیه السّلام و امام حسین علیه السّلام نزد پدر عذر او خواستند و امام علی علیه السّلام او را رها کرد. گفتند: پدر، مروان با شما بیعت می کند: فرمود]

خبر غیبی از حکومت چهار فرمانروای فاسد، از پسران مروان

مگر پس از کشته شدن عثمان با من بیعت نکرد؟ مرا به بیعت او نیازی نیست! دست او دست یهودی «1» است ، اگر با دست خود بیعت کند، در نهان بیعت را می شکند ، آگاه باشید، او حکومت کوتاه مدتی خواهد داشت، مانند فرصت کوتاه سگی که با زبان بینی خود را پاک کند. او پدر چهار فرمانرواست «قوچ های چهار گانه» و امّت اسلام از دست او و پسرانش روزگار خونینی خواهند داشت.

«2»

ترجمه خطبه 74

(در ذی الحجّه سال 23 هجری پس از قتل عمر، در روز شورا آن هنگام که مردم به ناحق، برای بیعت کردن با عثمان جمع شدند، فرمود)

ویژگی های امام علی علیه السلام از زبان خود

همانا می دانید که سزاوارتر از دیگران به خلافت من هستم. سوگند به خدا! به آنچه انجام داده اید گردن می نهم، تا هنگامی که اوضاع مسلمین رو براه باشد، و از هم نپاشد ، و جز من به دیگری ستم نشود ، و پاداش این گذشت و سکوت و فضیلت را از خدا انتظار دارم ، و از آن همه زر و زیوری که به دنبال آن حرکت می کنید، پرهیز می کنم.

______________________________

(1) دست یهودی، کنایه از عهد شکنی مروان است، مروان هم یهودی زاده بود، و هم یهودیان در آن روزگاران معروف به پیمان شکنی بودند.

(2) چهار فرزند مروان که به خلافت رسیدند 1- عبد الملک مروان: حاکم مطلق العنان امّت اسلامی بود 2- عبد العزیز: که حاکم مصر شد 3- بشر بن مروان: حاکم عراق شد 4- محمد بن مروان که حاکم الجزیره گردید، بنی امیّه برای اینکه فرزندان یزید «عبد اللّه و خالد» بزرگ شوند و حکومت در خاندان ابو سفیان باقی بماند با مروان بیعت کردند که سرانجام پس از ازدواج مروان با همسر یزید «ام خالد» و پدید آمدن اختلافات داخلی به دست او خفّه شد.

ص: 124

ص: 125

ترجمه خطبه 75

اشاره

(در سال 36 هجری وقتی شنید که بنی امیّه با تهمت های فراوان آن حضرت را در خون عثمان شریک می پندارند، فرمود)

دفاعیات امام برابر تهمت ها

آیا شناختی که بنی امیّه از روحیّات من دارند آنان را از عیب جویی بر من باز نمی دارد؟ و آیا سوابق مبارزات من، نادان را بر سر جای خود نمی شناسند که به من تهمت نزنند؟ آنچه خدا آنان را بدان پند داد از بیان من رساتر است. من مارقین (از دین خارج شدگان) را با حجّت و برهان مغلوب می کنم و دشمن ناکثین «پیمان شکنان» و تردید دارندگان در اسلام می باشم ، شبهات را باید در پرتو کتاب خدا، قرآن، شناخت و بندگان خدا به آنچه در دل دارند پاداش داده می شوند.

ترجمه خطبه 76

اشاره

(برخی از شارحان خطبه 76 را با خطبه 63 یکی دانستند)

صفات بنده پرهیزکار

خدا رحمت کند کسی را که چون سخن حکیمانه بشنود، خوب فرا گیرد ، و چون هدایت شود بپذیرد ، دست به دامن هدایت کننده زند و نجات یابد ، مراقب خویش در برابر پروردگار باشد ، از گناهان خود بترسد ، خالصانه گام بردارد ، عمل نیکو انجام دهد ، ذخیره ای برای آخرت فراهم آورد ، و از گناه بپرهیزد ، همواره اغراض دنیایی را از سر دور کند ، و درجات آخرت به دست آورد ، با خواسته های دل مبارزه کند ، آرزوهای دروغین را طرد «1» و استقامت را مرکب نجات خود قرار دهد. و تقوا را زاد و توشه روز مردن گرداند ، در راه روشن هدایت قدم بگذارد ، و از راه روشن هدایت فاصله نگیرد. چند روز زندگی دنیا را غنیمت شمارد و پیش از آن که مرگ او فرا رسد خود را آماده سازد ، و از اعمال نیکو، توشه آخرت برگیرد.

ترجمه خطبه 77

اشاره

(آنگاه که در زمان عثمان در سال 33 هجری، سعید بن عاص، حق مسلّم امام علی علیه السّلام را جهت محاصره اقتصادی، از آن حضرت منع کرد، فرمود)

هشدار به غاصبان بنی امیه

بنی امیّه، از میراث پیامبر صلّی اللّه علیه و آله و سلّم جز اندک چیزی، به من نمی پردازند ، سوگند به خدا اگر زنده ماندم، بنی امیّه را از حکومت دور می کنم چونان قصّابی که شکمبه خاک آلوده را دور می افکند.

______________________________

(1) نفی تفکّر: ایده آلیسم IDEALISM خیال پرستی.

ص: 126

ص: 127

می گویم: (و «التّراب الوذمه» نیز روایت شد، که درست نیست و قلب در عبارت است. سخن امام که فرمود

«لیفوقوننی»

یعنی اندک اندک از مال به من می دهند، چونان که بچّه شتر را اندک اندک شیر می خورانند و یک بار شیر از شتر می دوشند. و «وذام» جمع «و ذمه» پاره ای از شکمبه یا جگر است که در خاک بیفتد و سپس آن را بردارند).

ترجمه خطبه 78

اشاره

(از دعاهای آن حضرت است)

نیایش امام

خدایا! از من در گذر آنچه را از من بدان داناتری ، «1» و اگر بار دیگر به آن باز گردم تو نیز به بخشایش باز گرد. خدایا، آنچه از اعمال نیکو که تصمیم گرفتم و انجام ندادم ببخشای خدایا، ببخشای آنچه را که با زبان به تو نزدیک شدم ولی با قلب آن را ترک کردم. خدایا، ببخشای نگاه های اشارت آمیز ، و سخنان بی فایده ، و خواسته های بی مورد دل ، و لغزش های زبان.

ترجمه خطبه 79

اشاره

(به هنگام حرکت برای نبرد با خوارج، در ماه صفر سال 38 هجری، شخصی با پیشگویی از راه شناخت ستارگان گفت: اگر در این ساعت حرکت کنید ، پیروز نمی شوید و من از راه علم ستاره شناسی این محاسبه را کردم ، امام فرمود)

1* پرهیز از توجّه به غیر خدا

گمان می کنی تو از آن ساعتی آگاهی که اگر کسی حرکت کند زیان نخواهید دید؟ و می ترسانی از ساعتی که اگر کسی حرکت کند ضرری دامنگیر او خواهد شد؟ کسی که گفتار تو را تصدیق کند، قرآن را تکذیب کرده است ، و از یاری طلبیدن خدا در رسیدن به هدف های دوست داشتنی، و محفوظ ماندن از ناگواریها، بی نیاز شده است! گویا می خواهی به جای خداوند، تو را ستایش کنند! چون به گمان خود مردم را به ساعتی آشنا کردی که منافعشان را به دست می آورند و از ضرر و زیان در امان می مانند.

2* پرهیز دادن مردم از ستاره شناسی

ای مردم، از فرا گرفتن علم ستاره شناسی برای پیشگویی های دروغین، بپرهیزید ، جز آن مقدار از علم نجوم که در دریا نوردی و صحرا نوردی به آن نیاز دارید ، چه اینکه ستاره شناسی شما را به غیب گویی و غیب گویی به جادوگری می کشاند ، و ستاره شناس چون غیب گو ، و غیب گو چون جادوگر و جادوگر چون کافر و کافر «2» در آتش جهنم است. با نام خدا حرکت کنید.

______________________________

(1) امام علی علیه السّلام معصوم است، امّا آنچه را که در دعاها بیان می دارد، یا جهت تعلیم «چگونه سخن گفتن» با خداست و یا خارج از محدوده گناهانی است که برای انسان های عادّی مطرح می باشد، امام از آنچه که بین خود و خدای خود روا نمی دارد طلب بخشش می فرماید. که با مطالعه موارد یاد شده، در دعا این حقیقت روشن می شود. مانند میزبانی که همه تلاش ها را می کند، و همه غذاها را برای مهمان می آورد، باز هم پیاپی از مهمان عزیز عذر خواهی می کند.

(2) منجّم، از طریق ستاره شناسی پیشگویی می کند و کاهن (غیب گو) با کمک گرفتن از شیطان و جن خبر می دهد.

ص: 128

ص: 129

ترجمه خطبه 80

اشاره

(پس از جنگ جمل و فرونشاندن شورش بصره در سال 36 هجری ماه جمادی الثّانی در مسجد شهر بصره فرمود)

1* بیان تفاوت های زنان و مردان

ای مردم! همانا زنان در مقایسه با مردان، در ایمان، و بهره وری از اموال، و عقل متفاوتند ، «1» اما تفاوت ایمان بانوان، بر کنار بودن از نماز و روزه در ایّام «عادت حیض» آنان است ، و اما تفاوت عقلشان با مردان بدان جهت که شهادت دو زن برابر شهادت یک مرد است ، و علّت تفاوت در بهره وری از اموال آن که ارث بانوان نصف ارث مردان است.

2* مدّیریت خانوادگی

پس، از زنان بد، بپرهیزید و مراقب نیکانشان باشید ، در خواسته های نیکو، همواره فرمانبردارشان نباشید ، تا در انجام منکرات طمع ورزند.

«2»

ترجمه خطبه 81

اشاره

(برخی از شارحان گفتند این خطبه در شهر کوفه ایراد شد)

تعریف زهد و پارسایی

ای مردم، زهد یعنی کوتاه کردن آرزو «3»، و شکرگزاری برابر نعمت ها ، و پرهیز در برابر محرّمات. پس اگر نتوانستید همه این صفات را فراهم سازید، تلاش کنید که حرام بر صبر شما غلبه نکند ، و در برابر نعمت ها، شکر یادتان نرود. چه اینکه خداوند با دلائل روشن و آشکار، عذرها را قطع ، و با کتاب های آسمانی روشنگر، بهانه ها را از بین برده است.

ترجمه خطبه 82

(برخی از شارحان گفتند این خطبه در شهر کوفه در شناساندن دنیا ایراد شد)

دنیا شناسی

چگونه خانه دنیا را توصیف کنم که ابتدای آن سختی و مشقّت ، و پایان آن نابودی است؟ در حلال دنیا حساب ، و در حرام آن عذاب است. کسی که ثروتمند گردد فریب می خورد ، و آن کس که نیازمند باشد اندوهناک است ، و تلاش کننده دنیا به آن نرسد ، و به رها کننده آن، روی آورد. کسی که با چشم بصیرت به آن بنگرد او را آگاهی بخشد، و آن کس که چشم به دنیا دوزد کور دلش می کند.

______________________________

(1) ظاهر این خطبه، و کلمه «نواقص» مخالف آیات قرآن کریم، و عقائد و فلسفه اسلامی است، اگر بگوئیم که خدا نیمی از انسانها «زنان» را ناقص آفرید) تنها راه جمع آن است که در واژه «نواقص» تصرّف کنیم و معنای آن را «تفاوت» و «اختلاف» بدانیم که در لغت و واژه های قرآن نیز به جای یکدیگر استعمال شده اند، آنگاه تضادّ ظاهری این خطبه با قرآن کریم و مبانی اعتقادی بر طرف می شود، کلمه «نواقص» در اینجا یعنی تفاوت و تفاوت در آیه 3 ملک «ما تَری فِی خَلْقِ الرَّحْمنِ مِنْ تَفاوُتٍ» یعنی نقص و کاستی، امام می خواهد بفرماید که زن و مرد هر کدام روحیّات و صفات مخصوص به خود را دارند، و جایگاه هر کدام باید حفظ گردد، پس عائشه را که یک زن است، سوار بر شتر، فرمانده خود قرار ندهید که شورش بصره را به پا کند، و آن همه خون مسلمانان را بر زمین ریزد.

(2) اشاره به علم: و من لوژی WOMANLOGY )زن شناسی)

(3) اشاره به علم: استیسیسم ASCETICISM )زهد شناسی)

ص: 130

ص: 131

می گویم: (اگر صاحب اندیشه ای درست در کلام امام که فرمود:

«من أبصر بها بصرته»

اندیشه کند در آن معنای شگرف ، و بینشی ژرف می نگرد ، که هرگز به پایان آن نتوان رسید، و ژرفای کلام امام را نخواهد دید. بخصوص که جمله

«و من أبصر الیها أعمته»

را هماهنگ با جمله قبل، به خوبی ارزیابی کند خواهد دید که تفاوت این دو کلام تا کجاست. تفاوتی روشن و شگفتی آور و آشکار درود خدا و سلام او بر امام علی علیه السّلام باد).

ترجمه خطبه 83

اشاره

(از خطبه های شگفت آور امام علیه السّلام که به آن خطبه «غرّا» گویند.)

شناخت صفات الهی

ستایش خداوندی را سزاست، که به قدرت، والا و برتر ، و با عطا و بخشش نعمت ها به پدیده ها نزدیک است. اوست بخشنده تمام نعمت ها ، و دفع کننده تمام بلاها و گرفتاری ها. او را می ستایم در برابر مهربانی ها و نعمت های فراگیرش. به او ایمان می آورم چون مبدأ هستی و آغاز کننده خلقت آشکار است. از او هدایت می طلبم چون راهنمای نزدیک است ، و از او یاری می طلبم که توانا و پیروز است ، و به او توکّل می کنم چون تنها یاور و کفایت کننده است. و گواهی می دهم که محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم بنده و فرستاده اوست. او را فرستاده تا فرمان های خدا را اجرا کند و بر مردم حجّت را تمام کرده ، آنها را در برابر اعمال ناروا بترساند.

2* سفارش به پرهیزکاری

سفارش می کنم شما بندگان خدا را به تقوای الهی، که برای بیداری شما مثل های پند آموز آورده ، و سر آمد زندگانی شما را معیّن فرمود ، و لباس های رنگارنگ بر شما پوشانده ، و زندگی پر وسعت به شما بخشیده ، و با حسابگری دقیق خود، بر شما مسلّط است. در برابر کارهای نیکو، به شما پاداش می دهد ، و با نعمت های گسترده و بخشش های بی حساب، شما را گرامی داشته است ، و با اعزام پیامبران و دستورات روشن، از مخالفت با فرمانش شما را بر حذر داشته است. تعداد شما را می داند ، و چند روزی جهت آزمایش و عبرت برای شما مقرّر داشته ، که در این دنیا آزمایش می گردید ، و برابر اعمال خود محاسبه می شوید.

3* دنیا شناسی

آب دنیای حرام همواره تیره ، و گل آلود است. منظره ای دل فریب و سر انجامی خطرناک دارد. فریبنده و زیباست اما دوامی ندارد. نوری است در حال غروب کردن ، سایه ای است نابود شدنی ، ستونی است در حال خراب شدن ، آن هنگام که نفرت دارندگان به آن دل بستند و بیگانگان به آن اطمینان کردند ، چونان اسب چموش پاها را بلند کرده، سوار را بر زمین می کوبد ، و با دام های خود آنها را گرفتار می کند ، و تیرهای خود را به سوی آنان، پرتاب می نماید ، طناب مرگ به گردن انسان می افکند ، به سوی گور تنگ و جایگاه وحشتناک می کشاند تا در قبر، محل زندگی خویش، بهشت یا دوزخ را بنگرد ، و پاداش اعمال خود را مشاهده کند.

ص: 132

ص: 133

و همچنان آیندگان به دنبال رفتگان خود گام می نهند ، نه مرگ از نابودی انسان دست می کشد و نه مردم از گناه فاصله می گیرند! که تا پایان زندگی و سر منزل فنا و نیستی آزادانه به پیش می تازند.

4* وصف رستاخیز

تا آنجا که امور زندگانی پیاپی بگذرد ، و روزگاران سپری شود، و رستاخیز بر پا گردد ، در آن زمان، انسانها را از شکاف گورها ، و لانه های پرندگان ، و خانه درندگان ، و میدان های جنگ ، بیرون می آورد که با شتاب به سوی فرمان پروردگار می روند ، و به صورت دسته هایی خاموش ، وصف های آرام و ایستاده حاضر می شوند ، چشم بیننده خدا آنها را می نگرد ، و صدای فرشتگان به گوش آنها می رسد. لباس نیاز و فروتنی پوشیده درهای حیله و فریب بسته شده و آرزوها قطع گردیده است. دل ها آرام ، صداها آهسته ، عرق از گونه ها چنان جاری است که امکان حرف زدن نمی باشد ، اضطراب و وحشت همه را فرا گرفته ، بانگی رعد آسا و گوش خراش، همه را لرزانده ، به سوی پیشگاه عدالت ، برای دریافت کیفر و پاداش می کشاند.

5* وصف احوال بندگان خدا

بندگانی که با دست قدرتمند خدا آفریده شدند ، و بی اراده خویش پدید آمده، پرورش یافتند ، سپس در گهواره گور آرمیده متلاشی می گردند. و روزی به تنهایی سر از قبر بر می آورند ، و برای گرفتن پاداش به دقت حساب رسی می گردند ، در این چند روزه دنیا مهلت داده شدند تا در راه صحیح قدم بر دارند، راه نجات نشان داده شده تا رضایت خدا را بجویند ، تاریکی های شک و تردید از آنها برداشته شد ، و آنها را آزاد گذاشته اند تا برای مسابقه در نیکوکاری ها، خود را آماده سازند ، تا فکر و اندیشه خود را به کار گیرند و در شناخت نور الهی در زندگانی دنیا تلاش کنند.

6* مثل های پند آموز (سمبل های تقوی)

وه! چه مثال های بجا، و پندهای رسایی وجود دارد اگر در دل های پاک بنشیند ، و در گوش های شنوا جای گیرد ، و با اندیشه های مصمّم و عقل های با تدبیر بر خورد کند. پس، از خدا چونان کسی پروا کنید که سخن حق را شنید و فروتنی کرد ، گناه کرد و اعتراف کرد ، ترسید و به اعمال نیکو پرداخت ، پرهیز کرد و پیش تاخت ، یقین پیدا کرد و نیکوکار شد ، پند داده شد و آن را به گوش جان خرید ، او را ترساندند و نافرمانی نکرد ، به او اخطار شد و به خدا روی آورد ،

ص: 134

ص: 135

پاسخ مثبت داد و نیایش و زاری کرد ، بازگشت و توبه کرد، در پی راهنمایان الهی رفت و پیروی کرد ، راه نشانش دادند و شناخت ، شتابان به سوی حق حرکت کرده و از نافرمانی ها گریخت، سود طاعت را ذخیره کرد ، و باطن را پاکیزه نگاه داشت ، آخرت را آبادان و زاد و توشه برای روز حرکت، هنگام حاجت و جایگاه نیازمندی، آماده ساخت ، و آن را برای اقامتگاه خویش، پیشاپیش فرستاد. ای بندگان خدا! برای هماهنگی با اهداف آفرینش خود، از خدا پروا کنید ، و آن چنان که شما را پرهیز داد از مخالفت و نافرمانی خدا بترسید ، تا استحقاق وعده های خدا را پیدا کنید ، و از بیم روز قیامت بر کنار باشید.

7* راه های پند پذیری (راههای شناخت)

خدا گوش هایی برای پند گرفتن از شنیدنی ها ، و چشم هایی برای کنار زدن تاریکی ها، به شما بخشیده است ، و هر عضوی از بدن را اجزاء متناسب و هماهنگ عطا فرموده تا در ترکیب ظاهری صورت ها و دوران عمر با هم سازگار باشند ، با بدن هایی که منافع خود را تأمین می کنند ، و قلب هایی که روزی را به سراسر بدن با فشار می رسانند ، و از نعمت های شکوهمند خدا برخوردارند ، و در برابر نعمت ها شکر گزارند ، و از سلامت خدادادی بهره مندند. مدّت زندگی هر یک از شماها را مقدّر فرمود، و از شما پوشیده داشت ، و از آثار گذشتگان عبرت های پند آموز برای شما ذخیره کرد ، لذّت هایی که از دنیا چشیدند ، و خوشی ها و زندگی راحتی که پیش از مرگ داشتند ، سر انجام دست مرگ گریبان آنها را گرفت و میان آنها و آرزوهایشان جدایی افکند: آنها که در روز سلامت چیزی برای خود ذخیره نکردند ، و در روزگاران خوش زندگی عبرت نگرفتند. آیا خوشی های جوانی را جز ناتوانی پیری در انتظار است؟ و آیا سلامت و تندرستی را جز حوادث بلا و بیماری در راه است؟ و آیا آنان که زنده اند جز فنا و نیستی را انتظار دارند؟ با اینکه هنگام جدایی و تپش دل ها نزدیک است که سوزش درد را چشیده ، و شربت غصّه را نوشیده ، و فریاد یاری خواستن برداشته، و از فرزندان و خویشاوندان خود، در خواست کمک کرده است. آیا خویشاوندان می توانند مرگ را از او دفع کنند؟ و آیا گریه و زاری آنها نفعی برای او دارد؟

8* عبرت از مرگ

او را در سرزمین مردگان می گذارند ، و در تنگنای قبر تنها خواهد ماند. حشرات درون زمین، پوستش را می شکافند ، و خشت و خاک گور بدن او را می پوساند ، تند بادهای سخت آثار او را نابود می کند ، و گذشت شب و روز، نشانه های او را از میان بر می دارد ، بدن ها پس از آن همه طراوت متلاشی می گردند ،

ص: 136

ص: 137

و استخوان ها بعد از آن همه سختی و مقاومت، پوسیده می شوند. و ارواح در گرو سنگینی بار گناهانند ، و در آنجاست که به اسرار پنهان یقین می کنند ، امّا نه بر اعمال درستشان چیزی اضافه می شود و نه از اعمال زشت می توانند توبه کنند. آیا شما فرزندان و پدران و خویشاوندان همان مردم نیستید؟ که بر جای پای آنها قدم گذاشته اید؟ و از راهی که رفتند می روید؟ و روش آنها را دنبال می کنید؟ امّا افسوس که دلها سخت شده، پند نمی پذیرد ، و از رشد و کمال باز مانده ، و راهی که نباید برود می رود ، گویا آنها هدف پندها و اندرزها نیستند و نجات و رستگاری را در به دست آوردن دنیا می دانند. بدانید که باید از صراط عبور کنید، گذرگاهی که عبور کردن از آن خطرناک است، با لغزش های پرت کننده ، و پرتگاه های وحشت زا ، و ترس های پیاپی!.

9* معرّفی الگوی پرهیزگاری

از خدا چون خردمندان بترسید که دل را به تفکّر مشغول داشته ، و ترس از خدا بدنش را فرا گرفته ، و شب زنده داری خواب از چشم او ربوده ، و به امید ثواب، گرمی روز را با تشنگی گذارنده ، با پارسایی شهوات را کشته ، و نام خدا زبانش را همواره به حرکت در آورده. ترس از خدا را برای ایمن ماندن در قیامت پیش فرستاده ، از تمام راه های جز راه حق چشم پوشیده ، و بهترین راهی که انسان را به حق می رساند می پیماید. چیزی او را مغرور نساخته ، و مشکلات و شبهات او را نابینا نمی سازد ، مژده بهشت ، و زندگی کردن در آسایش و نعمت سرای جاویدان و ایمن ترین روزها، او را خشنود ساخته است. با بهترین روش از گذرگاه دنیا عبور کرده ، توشه آخرت را پیش فرستاده ، و از ترس قیامت در انجام اعمال صالح پیش قدم شده است ، ایام زندگی را با شتاب در اطاعت پروردگار گذرانده ، و در فراهم آوردن خشنودی خدا با رغبت تلاش کرده ، از زشتی ها فرار کرده ، امروز رعایت زندگی فردا کرده ، و هم اکنون آینده خود را دیده است. پس بهشت برای پاداش نیکوکاران سزاوار و جهنّم برای کیفر بدکاران مناسب است ، و خدا برای انتقام گرفتن از ستمگران کفایت می کند ، و قرآن برای حجّت آوردن و دشمنی کردن، کافی است.

10* هشدار از دشمنی شیطان

سفارش می کنم شما را به پروا داشتن از خدا، خدایی که با ترساندن های مکرّر، راه عذر را بر شما بست ، و با دلیل و برهان روشن، حجت را تمام کرد ، و شما را پرهیز داد از دشمنی شیطانی که پنهان در سینه ها راه می یابد ، و آهسته در گوش ها راز می گوید، گمراه و پست است ، وعده های دروغین داده، در آرزوی آنها به انتظار می گذارد ، زشتی های گناهان را زینت می دهد ، گناهان بزرگ را کوچک می شمارد ، و آرام آرام دوستان خود را فریب داده ، راه رستگاری را بر روی در بند شدگانش می بندد ، و در روز قیامت آنچه را که زینت داده انکار می کند ، و آنچه را که آسان کرده، بزرگ می شمارد ، و از آنچه که پیروان خود را ایمن داشته بود سخت می ترساند.

ص: 138

ص: 139

11* شگفتی های آفرینش انسان

مگر انسان، همان نطفه و خون نیم بند نیست که خدا او را در تاریکی های رحم و خلاف های تو در تو، پدید آورد؟ تا به صورت چنین در آمد، سپس کودکی شیرخوار شد، بزرگتر و بزرگتر شده تا نوجوانی رسیده گردید ، سپس او را دلی فراگیر ، و زبانی گویا ، و چشمی بینا عطا فرمود تا عبرت ها را درک کند ، و از بدی ها بپرهیزد ، و آنگاه که جوانی در حد کمال رسید ، و بر پای خویش استوار ماند ، گردن کشی آغاز کرد ، و روی از خدا گرداند ، و در بیراهه گام نهاد، در هوا پرستی غرق شد ، و برای به دست آوردن لذّت های دنیا تلاش فراوان کرد، و سر مست شادمانی دنیا شد ، هرگز نمی پندارد مصیبتی پیش آید! و بر اساس تقوی فروتنی ندارد ، ناگهان سرمست و مغرور در این آزمایش چند روزه، مرگ او را می رباید ، او را که در دل بد بختی ها، اندکی زندگی کرده ، و آنچه را که از دست داده عوضی به دست نیاورده است ، و آنچه از واجبات را که ترک کرد، قضایش را بجا نیاورد ، که درد مرگ او را فراگرفت ، روزها در حیرت و سرگردانی، و شب ها با بیداری و نگرانی می گذراند.

12* عبرت از مرگ

هر روز به سختی درد می کشد ، و هر شب رنج و بیماری به سراغش می رود ، در میان برادری غم خوار ، و پدری مهربان و ناله کننده ای بی طاقت و بر سینه کوبنده ای گریان افتاده است. امّا او در حالت بیهوشی و سکرات مرگ، و غم و اندوه بسیار ، و ناله دردناک ، و درد جان کندن ، با انتظاری رنج آور ، دست به گریبان است.

پس از مرگ او را مأیوس وار در کفن پیچانده ، در حالی که تسلیم و آرام است ، بر می دارند، و بر تابوت می گذارند. خسته و لاغر به سفر آخرت می رود ، که فرزندان و برادران او را به دوش کشیده تا سر منزل غربت، آنجا که دیگر او را نمی بینند، و آنجا که جایگاه وحشت است، پیش می برند. امّا هنگامی که تشییع کنندگان بروند و مصیبت زندگان باز گردند ، در گودال قبر نشانده، برای پرستش حیرت آور ، و امتحان لغزش زا، زمزمه غم آلود دارد. و بزرگ ترین بلای آنجا، فرود آمدن در آتش سوزان دوزخ و بر افروختگی شعله ها و نعره های آتش است ، که نه یک لحظه آرام گیرد تا استراحت کند ، و نه آرامشی وجود دارد که از درد او بکاهد ، و نه قدرتی که مانع کیفر او شود ، نه مرگی که او را از این همه ناراحتی برهاند ، و نه خوابی که اندوهش را بر طرف سازد ، در میان انواع مرگ ها و ساعت ها مجازات گوناگون گرفتار است. به خدا پناه می بریم.

13* پند آموزی از گذشتگان

ای بندگان خدا! کجا هستند آنان که سالیان طولانی در نعمت های خدا عمر گذراندند؟ تعلیمشان دادند و دریافتند ، مهلتشان دادند و بیهوده روزگار گذراندند؟ از آفات و بلاها دورشان داشتند اما فراموش کردند ، زمانی طولانی آنها را مهلت دادند ، نعمت های فراوان بخشیدند ، از عذاب دردناک پرهیزشان دادند ،

ص: 140

ص: 141

و وعده هایی بزرگ از بهشت جاویدان به آنها دادند. ای مردم! از گناهانی که شما را به هلاکت افکند ، از عیب هایی که خشم خدا را در پی دارد، بپرهیزید. دارندگان چشمهای بینا، و گوش های شنوا ، و سلامت و کالای دنیا! آیا گریزگاهی هست؟ یا رهایی و جای امنی، پناهگاهی و جای فراری هست؟ آیا باز گشتی برای جبران وجود دارد؟ نه چنین است؟ پس کی باز می گردید؟ به کدام سو می روید؟ و به چه چیز مغرور می شوید؟ همانا بهره هر کدام از شما زمین به اندازه طول و عرض قامت شماست،! آنگونه که خاک آلوده بر آن خفته باشد. ای بندگان خدا! هم اکنون به اعمال نیکو پردازید، تا ریسمان های مرگ بر گلوی شما سخت نشده ، و روح شما برای کسب کمالات آزاد است ، و بدن ها راحت ، و در حالتی قرار دارید که می توانید مشکلات یکدیگر را حل کنید. هنوز مهلت دارید ، و جای تصمیم و توبه و باز گشت از گناه باقی مانده است. عمل کنید پیش از آن که در شدّت تنگنای وحشت و ترس و نابودی قرار گیرید ، پیش از آن که مرگ در انتظار مانده، فرا رسد ، و دست قدرتمند خدای توانا شما را برگیرد.

________________________________________

شریف الرضی، محمد بن حسین - دشتی، محمد، نهج البلاغه / ترجمه دشتی، 1جلد، مشهور - ایران ؛ قم، چاپ: اول، 1379ش. نهج البلاغه / ترجمه دشتی ؛ ؛ ص141

13859- 13856) (وقتی که امام این خطبه را ایراد فرمود، بدنها به لرزه در آمد ، اشکها سرازیر و دل ها ترسان شد ، که جمعی آن را غرّاء نامیدند)

ترجمه خطبه 84

اشاره

(پس از جنگ صفّین در سال 38 هجری در شهر کوفه در شناساندن عمرو عاص و ردّ شایعات بیهوده او فرمود)

روانشناسی عمرو عاص:

شگفتا از عمرو عاص پسر نابغه! «1» میان مردم شام گفت که من اهل شوخی و خوشگذرانی بوده، و عمر بیهوده می گذرانم! حرفی از روی باطل گفت و گناه در میان شامیان از انتشار داد ، مردم آگاه باشید! بدترین گفتار دروغ است. عمرو عاص سخن می گوید، پس دروغ می بندد ، وعده می دهد و خلاف آن مرتکب می شود ، در خواست می کند و اصرار می ورزد ، اما اگر چیزی از او بخواهند، بخل می ورزد ، به پیمان خیانت می کند ، و پیوند خویشاوندی را قطع می نماید ، پیش از آغاز نبرد در هیاهو و امر و نهی بی مانند است تا آنجا که دست ها به سوی قبضه شمشیرها نرود. اما در آغاز نبرد، و برهنه شدن شمشیرها، بزرگ ترین نیرنگ او این است که عورت خویش آشکار کرده، فرار نماید. «2»

ویژگیهای امام علی علیه السّلام:

آگاه باشید! به خدا سوگند که یاد مرگ مرا از شوخی و کارهای بیهوده باز می دارد ، ولی عمرو عاص را فراموشی آخرت از سخن حق باز داشته است ، با معاویه بیعت نکرد مگر بدان شرط که به او پاداش دهد ، و در برابر ترک دین خویش، رشوه ای تسلیم او کند.

______________________________

(1) نابغه: زن معروفه، آلوده دامن، که اسم مادر عمرو عاص بود، زن اسیری که عبد اللّه بن جدعان او را خرید چون فاسد و بی پروا بود او را رها کرد. وقتی عمرو عاص متولّد شد، ابو لهب، امیّه بن خلف، هشام بن مغیره، ابو سفیان و عاص بن وائل، هر کدام ادّعا داشتند که عمرو، فرزند اوست. سرانجام عاص او را برداشت که از دشمنان سر سخت رسول خدا بود، او بود که پیامبر (ص) را ابتر نامید که خدا در سوره کوثر در جواب فرمود: إِنَّ شانِئَکَ هُوَ الْأَبْتَرُ (همانا دشمن تو ابتر است) و آیه إِنَّا کَفَیْناکَ الْمُسْتَهْزِئِینَ در باره او و یارانش نازل شد، و عمرو عاص، در مکّه سر راه پیامبر (ص) سنگ و خار می ریخت! و او بود که به کجاوه دختر پیامبر (ص) «زینب» حمله کرد و او را طوری کتک زد که دچار سقط جنین شد، و پیامبر (ص) به او نفرین کرد، و او بود که اشعار فراوانی بر ضدّ رسول خدا (ص) می سرود و بچّه های مکّه را تحریک می کرد که با صدای بلند برای آزار آن حضرت بخوانند، و او بود که از طرف قریش مکه به دربار سلطان حبشه رفت تا مهاجران مسلمان را به مکّه برگرداند. (کتاب ربیع الأبرار زمخشری)

(2) عمرو عاص در این فکر بود که در میدان صفّین روزی خودی نشان دهد، تا آن که سوار نقاب داری از سپاه امام علی (ع) به میدان آمد، عمرو فکر کرد حریف اوست، با سرعت در مقابل سرباز نقاب دار ایستاد و گرد و خاک کرد، وقتی حمله آغاز شد دانست که آن نقاب دار، علی (ع) است، در مانده شد چه کند؟ مقاومت کند کشته می شود، فرار کند آبرویش می رود، هنوز انتخاب نکرده بود که حمله سریع و ناگهانی امام به او مهلت نداد از روی اسب سرنگون شد، مرگ را با چشم خود دید، ناگاه زشت ترین حیله را به کار گرفت، که عورت خود را آشکار کرد، و امام او را در پستی و رسواییش واگذارد، عمرو عاص با سرعت فرار کرد و خود را نجات داد، و در میان دو لشکر آن روز، و تاریخ بشریّت آبروی خود را برد.

ص: 142

ص: 143

ترجمه خطبه 85

1* خدا شناسی

و گواهی می دهم که خدایی نیست جز خدای یکتا ، آغاز، اوست که پیش از او چیزی نیست ، و پایان همه اوست که بی نهایت است. پندارها برای او صفتی نمی توانند فراهم آورند ، و عقل ها از درک کیفیّت او درمانده اند ، نه جزئی برای او می تواند تصوّر کرد و نه تبعیض پذیر است ، و نه چشم ها و قلب ها می توانند او را به درستی فرا گیرند.

2* ضرورت پند پذیری

ای بندگان خدا! از عبرت های سودمند پند پذیرید ، و از آیات روشنگر عبرت آموزید. و از آنچه با بیان رسا شما را ترسانده اند، بپرهیزید ، و از یاد آوری ها و اندرزها سود ببرید ، آن چنان که گویا چنگال مرگ در پیکر شما فرو رفته ، و رشته آرزوها و دلبستگی ها قطع گردیده و سختی های مرگ و آغاز حرکت به سوی قیامت به شما هجوم آورده است. آن روز که «همراه هر کسی گواه و سوق دهنده ای است» ، سوق دهنده ای که تا صحنه رستاخیز او را می کشاند ، و شاهدی که بر اعمال او گواهی می دهد.

(و قسمتی از این خطبه)

3* وصف بهشت

در بهشت، درجاتی از یکدیگر برتر ، و جایگاه هایی گوناگون و متفاوت وجود دارد که نعمت هایش پایان ندارد ، و ساکنان آن هرگز خارج نگردند ، ساکنان بهشت جاوید، هرگز پیر و فرسوده نگردند ، و گرفتار شدائد و سختی ها نخواهند شد.

ترجمه خطبه 86

1* علم الهی

خدا به تمام اسرار نهان آگاه و از باطن همه با خبر است ، به همه چیز احاطه دارد ، و بر همه چیز غالب و پیروز ، و بر همه چیز تواناست.

2* پندهای ارزشمند

ص: 144

ص: 145

هر کس از شما در روزگارانی که مهلت دارد به اعمال نیکو بپردازد پیش از آن که مرگ فرا رسد ، و در ایّام فراغت پاک باشد، پیش از آن که گرفتار شود ، و در ایّام رهایی نیکوکار باشد، پیش از آن که مرگ گلوگاه او را بفشارد ، پس برای خود و جایی که می رود آماده باشد ، و در این دنیا که محل کوچ کردن است برای منزلگاه ابدی، توشه ای بردارد. پس ای مردم! خدا را! پروا کنید، برای حفظ قرآن، که از شما خواسته، و حقوقی که نزد شما سپرده است ، پس همانا خدای سبحان شما را بیهوده نیافرید ، و به حال خود وا نگذاشت ، و در گمراهی و کوری رها نساخته است ، کردارتان را بیان فرموده ، و از اعمال شما با خبر است و سر آمد زندگی شما را مشخّص کرد و «کتابی بر شما نازل کرد که روشنگر همه چیز است» پیامبرش را مدّتی در میان شما قرار داد تا برای او و شما، دین را به اکمال رساند، و آنچه در قرآن نازل شد و مایه رضای الهی است تحقّق بخشد. و با زبان پیامبرش، کارهای خوشایند و ناخوشایند، بایدها و نبایدها را ابلاغ کرد ، و اوامر و نواهی را آموزش داد ، و راه عذر را بر شما بست و حجّت را تمام کرد. پیش از کیفر، شما را تهدید کرد ، و از عذاب های سختی که در پیش روی دارید ترساند. پس باز مانده ایّام خویش را دریابید ، و صبر و بردباری در برابر ناروایی ها پیشه کنید ، چرا که عمر باقی مانده برابر روزهای زیادی که به غفلت گذراندید و روی گردان از پندها بودید، بسیار کم است. به خودش بیش از اندازه آزادی ندهید ، که شما را به ستمگری می کشاند ، و با نفس سازشکاری و سستی روا مدارید که ناگهان در درون گناه سقوط می کنید.

3* یاد آوری ارزش های اخلاقی

ای بندگان خدا! آن کس که نسبت به خود خیر خواهی او بیشتر است، در برابر خدا، از همه کس فرمانبردارتر است ، و آن کس که خویشتن را بیشتر می فریبد، نزد خدا گناه کارترین انسان ها است ، زیانکار واقعی کسی است که خود را بفریبد. و آن کس مورد غبطه است و بر او رشک می برند که دین او سالم باشد. سعادتمند کسی است که از زندگی دیگران عبرت آموزد ، و شقاوتمند کسی است که فریب هوا و هوس ها را بخورد. آگاه باشید! ریاکاری و تظاهر، و هر چند اندک باشد شرک است ، و همنشینی با هوا پرستان ایمان را به دست فراموشی می سپارد ، و شیطان را حاضر می کند. از دروغ بر کنار باشید که با ایمان فاصله دارد. راستگو در راه نجات و بزرگواری است ، اما دروغگو بر لب پرتگاه هلاک و خواری است ، حسد نورزید که حسد ایمان را چونان آتشی که هیزم را خاکستر کند، نابود می سازد. با یکدیگر دشمنی و کینه توزی نداشته باشید که نابود کننده هر چیزی است. بدانید که آرزوهای دور و دراز عقل را غافل و یاد خدا را به فراموشی می سپارد. آرزوهای ناروا را دروغ انگارید که آرزوها فریبنده اند و صاحبش فریب خورده.

ص: 146

ص: 147

ترجمه خطبه 87

اشاره

(برخی از شارحان گفتند که این خطبه در شهر کوفه ایراد شد)

1* معرّفی بهترین بنده خدا (الگوی انسان کامل)

ای بندگان خدا! همانا بهترین و محبوب ترین بنده نزد خدا، بنده ای است که خدا او را در پیکار با نفس یاری داده است ، آن کس که جامعه زیرین او اندوه ، و لباس رویین او ترس از خداست ، چراغ هدایت در قلبش روشن شده و وسائل لازم برای روزی او فراهم آمده و دوری ها و دشواری ها را بر خود نزدیک و آسان ساخته است. حقایق دنیا را با چشم دل نگریسته ، همواره به یاد خدا بوده و اعمال نیکو، فراوان انجام داده است. از چشمه گوارای حق سیراب گشته، چشمه ای که به آسانی به آن رسید و از آن نوشیده سیراب گردید. راه هموار و راست قدم برداشته ، پیراهن شهوات را از تن بیرون کرده ، و جز یک غم، از تمام غم ها خود را می رهاند ، و از صف کور دلان و مشارکت با هواپرستان خارج شد ، کلید باز کننده درهای هدایت شد و قفل درهای گمراهی و خواری گردید. راه هدایت را با روشن دلی دید ، و از همان راه رفت ، و نشانه های آن را شناخت و از امواج سرکش شهوات گذشت. به استوارترین دستاویزها و محکم ترین طناب ها چنگ انداخت ، چنان به یقین و حقیقت رسید که گویی نور خورشید بر او تابید ، در برابر خداوند خود را به گونه ای تسلیم کرد که هر فرمان او را انجام می دهد و هر فرعی را به اصلش باز می گرداند. چراغ تاریکی ها ، و روشنی بخش تیرگی ها ، کلید درهای بسته و بر طرف کننده دشواری ها ، و راهنمای گمراهان در بیابان های سرگردانی است. سخن می گوید، خوب می فهماند ، سکوت کرده به سلامت می گذرد ، برای خدا اعمال خویش را خالص کرده آن چنان که خدا پذیرفته است ، از گنجینه های آیین خدا و ارکان زمین است. خود را به عدالت واداشته و آغاز عدالت او آن که هوای نفس را از دل بیرون رانده است ، حق را می شناساند و به آن عمل می کند. کار خیری نیست مگر که به آن قیام می کند ، و در هیچ جا گمان خیری نبرده جز آن که به سوی آن شتافته. اختیار خود را به قرآن سپرده ، و قرآن را راهبر و پیشوای خود قرار داده است ، هر جا که قرآن بار اندازد فرود آید ، و هر جا که قرآن جای گیرد مسکن گزیند.

2* وصف زشت ترین انسان «عالم نمایان»

و دیگری که او را دانشمند نامند امّا از دانش بی بهره است ، یک دسته از نادانی ها را از جمعی نادان فرا گرفته ، و مطالب گمراه کننده را از گمراهان آموخته، و به هم بافته ، و دام هایی از طناب های غرور و گفته های دروغین بر سر راه مردم افکنده ، قرآن را بر امیال و خواسته های خود تطبیق می دهد ، و حق را به هوس های خود تفسیر می کند.

ص: 148

ص: 149

مردم را از گناهان بزرگ ایمن می سازد ، و جرائم بزرگ را سبک جلوه می دهد. ادّعا می کند از ارتکاب شبهات پرهیز دارد امّا در آنها غوطه می خورد. می گوید: از بدعت ها دورم، ولی در آنها غرق شده است. چهره ظاهر او چهره انسان ، و قلبش قلب حیوان درنده است ، راه هدایت را نمی شناسد که از آن سو برود ، و راه خطا و باطل را نمی داند که از آن بپرهیزد ، پس مرده ای است در میان زندگان.

3* شناساندن عترت پیامبر صلّی اللّه علیه و آله و سلّم و امامان راستین علیه السّلام

مردم! کجا می روید؟ چرا از حق منحرف می شوید؟ پرچم های حق بر و نشانه های آن آشکار است ، با اینکه چراغهای هدایت روشنگر راهند ، چون گمراهان به کجا می روید؟ چرا سرگردانید؟ در حالی که عترت پیامبر شما در میان شماست ، آنها زمامداران حق و یقینند ، پیشوایان دین ، و زبان های راستی و راستگویانند ، پس باید در بهترین منازل قرآن جایشان دهید و همانند تشنگانی که به سوی آب شتابانند، به سویشان هجوم ببرید. ای مردم این حقیقت را از خاتم پیامبران بیاموزید که فرمود: هر که از ما می میرد، در حقیقت نمرده است و چیزی از ما کهنه نمی شود. پس آنچه نمی دانید، نگویید ، زیرا بسیاری از حقایق در اموری است که نا آگاهانه انکار می کنید.

4* ویژگی های امام علی علیه السّلام

مردم! عذر خواهی کنید از کسی که دلیلی بر ضدّ او ندارید، و آن کس من می باشم ، مگر من در میان شما بر اساس «ثقل اکبر» که قرآن است عمل نکردم؟ و ثقل اصغر «عترت پیامبر صلّی اللّه علیه و آله و سلّم» را در میان شما باقی نگذاردم؟ مگر من پرچم ایمان را در بین شما استوار نساختم؟ و از حدود و مرز حلال و حرام آگاهیتان ندادم؟ مگر پیراهن عافیت را با عدل خود به اندام شما نپوشاندم؟ و نیکی ها را با اعمال و گفتار خود در میان شما رواج ندادم؟ و ملکات اخلاق انسانی را به شما نشان ندادم؟ پس وهم و گمان خود را در آنجا که چشم دل ژرفای آن را مشاهده نمی کند ، و فکرتان توانایی تاختن در آن راه ندارد، به کار نگیرید ، برخی از همین خطبه است:

5* اخبار غیبی نسبت به آینده بنی امیّه

تا آن که برخی از شما گمان می برند که دنیا به کام بنی امیّه شد ، و همه خوبی ها را افزون به آنها سپرده و آنها را از سرچشمه خود سیراب کرده ، و تازیانه و شمشیرشان از سر این امّت کنار نخواهد رفت. کسانی که چنین می اندیشند در اشتباهند ، زیرا سهم بنی امیّه تنها جرعه ای از زندگی لذّت بخش است که مدّتی آن را می مکند سپس همه آنچه را که نوشیدند بیرون می ریزند.

ص: 150

ص: 151

ترجمه خطبه 88

اشاره

(به نقل برخی از شارحان، این خطبه در سال 36 هجری پس از قتل عثمان در مدینه ایراد شد) «1»

عوامل هلاکت انسانها

پس از ستایش پروردگار، خدا هرگز جبّاران دنیا را در هم نشکسته مگر پس از آن که مهلت های لازم و نعمت های فراوان بخشید ، و هرگز استخوان شکسته ملّتی را باز سازی نفرمود مگر پس از آزمایش ها و تحمّل مشکلات. مردم! در سختی هایی که با آن روبرو هستید و مشکلاتی که پشت سر گذاردید، درس های عبرت فراوان وجود دارد. نه هر که صاحب قلبی است خردمند است ، و نه هر دارنده گوشی شنواست ، و نه هر دارنده چشمی بیناست. در شگفتم ، چرا در شگفت نباشم؟! از خطای گروه های پراکنده با دلایل مختلف که هر یک در مذهب خود دارند! نه گام بر جای گام پیامبر صلّی اللّه علیه و آله و سلّم می نهند ، و نه از رفتار جانشین او پیروی می کنند ، نه به غیب ایمان می آورند و نه خود را از عیب بر کنار می دارند، به شبهات عمل می کنند و در گرداب شهوات غوطه ورند ، نیکی در نظرشان همان است که می پندارند ، و زشتی ها همان است که آنها منکرند. در حل مشکلات به خود پناه می برند ، و در مبهمات تنها به رأی خود تکیه می کنند ، گویا هر کدام، امام و راهبر خویش می باشند که به دستگیره های مطمئن و اسباب محکمی که خود باور دارند چنگ می زنند.

ترجمه خطبه 89

اشاره

(این خطبه طبق نقل برخی از شارحان در شهر کوفه ایراد شد)

1* وصف روزگاران بعثت پیامبر صلّی اللّه علیه و آله و سلّم

خدا پیامبر اسلام را هنگامی مبعوث فرمود که از زمان بعثت پیامبران پیشین مدّت ها گذشته ، و ملّت ها در خواب عمیقی فرو خفته بودند. فتنه و فساد جهان را فرا گرفته و اعمال زشت رواج یافته بود. آتش جنگ همه جا زبانه می کشید و دنیا، بی نور و پر از مکر و فریب گشته بود. برگ های درخت زندگی به زردی گراییده و از میوه آن خبری نبود ، آب حیات فروخشکیده و نشانه های هدایت کهنه و ویران شده بود. پرچم های هلاکت و گمراهی آشکار و دنیا با قیافه زشتی به مردم می نگریست ، و با چهره ای عبوس و غم آلود با اهل دنیا روبرو می گشت. میوه درخت دنیا در جاهلیّت فتنه ، و خوراکش مردار بود ، در درونش وحشت و اضطراب ، و بر بیرون شمشیرهای ستم حکومت داشت.

2* عبرت آموزی از روزگار جاهلیّت

______________________________

(1) ارشاد شیخ مفید و شرح منهاج البراعه خوئی ج 6 ص 251 و 249.

ص: 152

ص: 153

ای بندگان خدا عبرت گیرید ، و همواره به یاد زندگانی پدران و برادران خود در جاهلیّت باشید، که از این جهان رفتند و در گرو اعمال خود بوده ، برابر آن محاسبه می گردند. به جان خودم سوگند! پیمانی برای زندگی و مرگ و نجات از مجازات الهی بین شما و آنها بسته نشده است ، و هنوز روزگار زیادی نگذشته ، و از آن روزگارانی که در پشت پدران خود بودید زیاد دور نیست. «1» به خدا سوگند، پیامبر اسلام صلّی اللّه علیه و آله و سلّم چیزی به آنها گوشزد نکرد جز آن که من همان را به شما می گویم ، شنوایی امروز شما از شنوایی آنها کمتر نیست ، همان چشم ها و قلب هایی که به پدرانتان دادند به شما نیز بخشیدند. به خدا سوگند، شما پس از آنها مطلبی را ندیده اید که آنها نمی شناختند ، و شما به چیزی اختصاص داده نشدید که آنها محروم باشند ، راستی حوادثی به شما روی آورده مانند شتری که مهار کردنش مشکل است ، و میان بندش سست و سواری بر آن دشوار است. مبادا آنچه که مردم دنیا را فریفت شما را بفریبد! که دنیا [دامی است مانند] سایه ای گسترده و کوتاه، [که] تا سر انجامی روشن و معیّن [یعنی مرگ آدمیان را رها نمی کند.]

ترجمه خطبه 90

1* خدا شناسی

سپاس خداوندی را، که بی آن که دیده شود شناخته شده ، و بی آنکه اندیشه ای به کار گیرد آفریننده است ، خدایی که همیشه بوده و تا ابد خواهد بود ، آنجا که نه از آسمان دارای برج های زیبا خبری بود ، و نه از پرده های فرو افتاده اثری به چشم می خورد ، نه شبی تاریک و نه دریایی آرام ، نه کوهی با راه های گشوده ، نه درّه ای پر پیچ و خم ، نه زمین گسترده ، و نه آفریده های پراکنده وجود داشت. خدا پدید آورنده پدیده ها و وارث همگان است ، خدای آنان و روزی دهنده ایشان است ، آفتاب و ماه به رضایت او می گردند که هر تازه ای را کهنه ، و هر دوری را نزدیک می گردانند ، خدا، روزی مخلوقات را تقسیم کرد ، و کردار و رفتارشان را بر شمرد ، از نفس ها که می زنند ، و نگاه های دزدیده که دارند ، و رازهایی که در سینه ها پنهان کردند. و جایگاه پدیده ها را در شکم مادران و پشت پدران تا روز تولد و سر آمد زندگی و مرگ، همه را می داند. اوست خدایی که با همه وسعتی که رحمتش دارد، کیفرش بر دشمنان سخت است و با سختگیری که دارد، رحمتش همه دوستان را فرا گرفته است ، هر کس که با او به مبارزه بر خیزد بر او غلبه می کند ، و هر کس دشمنی ورزد هلاکش می سازد، هر کس با او کینه و دشمنی ورزد تیره روزش کند ، و بر دشمنانش پیروز است ، هر کس به او توکّل نماید او را کفایت کند ، و هر کس از او بخواهد، می پردازد ، و هر کس برای خدا به محتاجان قرض دهد وامش را بپردازد ، و هر که او را سپاس گوید، پاداش نیکو دهد.

2* اندرزهای حکیمانه

______________________________

(1) یک ربع قرن (25 سال) نگذشته بود که مردم دگرگون شدند.

ص: 154

 

ص: 155

بندگان خدا! خود را بسنجید قبل از آن که مورد سنجش قرار گیرید ، پیش از آن که حسابتان را برسند حساب خود را برسید ، و پیش از آن که راه گلو گرفته شود نفس راحت بکشید ، و پیش از آن که با زور شما را به اطاعت وادارند، فرمانبردار باشید. بدانید همانا آن کس که خود را یاری نکند و پند دهنده و هشدار دهنده خویش نباشد ، دیگری هشدار دهنده و پند دهنده او نخواهد بود.

بعدی                               قبلی


 


دسته بندي: کتاب انلاین,حدیث,
مطالب مرتبط :

ارسال نظر

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

مطالب تصادفي

مطالب پربازديد