فوج

اینك فرشته‌ای كه با من تكلّم می‌نمود بیرون رفت
امروز سه شنبه 01 مهر 1399
تبليغات تبليغات

تورات_زَكَر‌ّیای نبی,38_zechariah

38- زَكَر‌ّیای نبی

نویسنده: زَكَر‌ّیا

محل نگارش: اورشلیم

مربوط به تاریخ: 521 تا 519 ق.د.م

اتمام نگارش: 519 ق.د.م

 

زكریا فصل 1

 

 

1 در ماه هشتم از سال دو‌ّم داریوش كلام یَهُوَه بر ز‌َكَر‌ّیا ابن‌بر‌َكیا ابن‌عد‌ُّوی نبی نازل شده گفت: 2 “یَهُوَه بر پدران شما بسیار غضبناك بود. 3 پس به ایشان بگو: یَهُوَه صبایوت چنین میگوید بسوی من بازگشت كنید. قول یَهُوَه صبایوت این است. و یَهُوَه صبایوت میگوید: من بسوی شما رجوع خواهم نمود. 4 شما مثل پدران خود مباشید كه انبیا سلَف ایشانرا ندا كرده گفتند یَهُوَه صبایوت چنین میگوید از راههای زشت خود و از اعمال بد خویش بازگشت نمایید اما یَهُوَه میگوید كه ایشان نشنیدند و به من گوش ندادند. 5 پدران شما كجا هستند و آیا انبیا همیشه زنده می‌مانند؟ 6 لیكن كلام و فرایض من كه به بندگان خود انبیا امر فرموده بودم آیا پدران شما را در نگرفت؟ و چون ایشان بازگشت نمودند گفتند چنانكه یَهُوَه صبایوت قصد نمود كه موافق راهها و اعمال ما به ما عمل نماید همچنان به ما عمل نموده است.”

 

7 در روز بیست و چهارم ماه یازدهم كه ماه شَباط باشد از سال دو‌ّم داریوش كلام یَهُوَه بر ز‌َكَر‌ّیا ابن‌بر‌َكیا ابن‌عِد‌ّو‌ُی نبی نازل شده گفت: 8 در وقت شب دیدم كه اینك مردی بر اسب سرخ سوار بود و در میان درختان آس كه در وادی بود ایستاده و در عقب او اسبان سرخ و زرد و سفید بود. 9 و گفتم: “ای آقایم اینها چیستند؟” و فرشته‌ای كه با من تكلّم می‌نمود مرا گفت: “من تو را نشان میدهم كه اینها چیستند.”

10 پس آن مرد كه در میان درختان آس ایستاده بود جواب داد و گفت: “اینها كسانی می‌باشند كه خداون ایشانرا برای ترد‌ّد نمودن در جهان فرستاده است.” 11 و ایشان به فرشتة یَهُوَه كه در میان درختان آس ایستاده بود جواب داده گفتند: “ما در جهان ترد‌ّد نموده‌ایم اینك تمامی جهان مستریح و آرام است.” 12 و فرشتة یَهُوَه جواب داده گفت: “ای یَهُوَه صبایوت تا به كی بر اورشلیم و شهرهای یهودا كه در این هفتاد سال غضبناك می‌بودی رحمت نخواهی نمود؟” 13 و یَهُوَه با سخنان نیكو و كلام تسلّی‌آمیز آن فرشته‌ای را كه با من تكلّم مینمود جواب داد.

14 پس فرشته‌ای كه با من تكلّم مینمود مرا گفت: “ندا كرده بگو یَهُوَه صبایوت چنین میگوید: دربارة اورشلیم و صَهیون غیرت عظیمی داشتم. 15 و بر امتهای مطمئن سخت غضبناك شدم زیرا كه اندك غضبناك می‌بودم لیكن ایشان بلا را زیاده كردند. 16 بنابراین یَهُوَه چنین میگوید: به اورشلیم با رحمتها رجوع خواهم نمود و خانة من در آن بنا خواهد شد. قول یَهُوَه صبایوت این است و ریسمانكاری بر اورشلیم كشیده خواهد شد. 17 بار دیگر ندا كرده بگو كه یَهُوَه صبایوت چنین میگوید: شهرهای من بار دیگر به سعادتمندی لبریز خواهد شد و یَهُوَه صَهیون را باز تسلّی خواهد داد و اورشلیم را بار دیگر خواهد برگزید.”

 

18 پس چشمان خود را برافراشته نگریستم و اینك چهار شاخ بود. 19 و به فرشته‌ای كه با من تكلّم مینمود گفتم: “اینها چیستند؟” او مرا گفت: “اینها شاخها می‌باشند كه یهودا و اسرائیل و اورشلیم را پراكنده ساخته‌اند.” 20 و یَهُوَه چهار آهنگر به من نشان داد. 21 و گفتم: “اینان برای چه كار می‌آیند؟” او در جواب گفت: “آنها شاخها می‌باشند كه یهودا را چنان پراكنده نموده‌اند كه احدی سر خود را بلند نمیتواند كرد و اینها می‌آیند تا آنها را بترسانند و شاخهای امتهایی را كه شاخ خود را بر زمین یهودا برافراشته آنرا پراكنده ساخته‌اند بیرون افكنند.”

زكریا فصل 2

 

1 و چشمان خود را برافراشته نگریستم و مردی كه ریسمانكاری به دست خود داشت دیدم. 2 و گفتم كه “كجا میروی؟” او مرا گفت: “به جهت پیمودن اورشلیم تا ببینم عرضش چه و طولش چه می‌باشد.”

3 و اینك فرشته‌ای كه با من تكلّم می‌نمود بیرون رفت و فرشتة دیگر برای ملاقات وی بیرون آمده 4 وی را گفت: “بشتاب و این جوان را خطاب كرده بگو: اورشلیم به سبب كثرت مردمان و بهایمی كه در اندرونش خواهند بود مثل دهات بی‌حصار مسكون خواهد شد. 5 و یَهُوَه میگوید كه من به اطرافش دیواری آتشین خواهم بود ودر اندرونش جلال خواهم بود. 6 هان هان یَهُوَه میگوید از زمین شمال بگریزید زیرا كه شما را مثل چهارباد آسمان پراكنده ساخته‌ام. قول یَهُوَه این است. 7 هان ای صهیون كه با دختر بابل ساكن هستی خویشتن را رستگار ساز. 8 زیرا یَهُوَه صبایوت كه مرا بعد از جلال نزد امتهایی كه شما را غارت كردند فرستاده است چنین میگوید كه هركه شما را لمس نماید مردمك چشم او را لمس نموده است.

9 “زیرا اینك من دست خود را بر ایشان خواهم افشاند و ایشان غارت بندگان خودشان خواهند شد و شما خواهید دانست كه یَهُوَه صبایوت مرا فرستاده است. 10 ای دختر صهیون ترنّم نما و شادی كن زیرا یَهُوَه میگوید كه اینك می‌آیم و در میان تو ساكن خواهم شد. 11 و در آنروز امتهای بسیار به یَهُوَه ملصَق شده قوم من خواهند شد و من در میان تو سكنی خواهم گرفت و خواهی دانست كه یَهُوَه صبایوت مرا نزد تو فرستاده است. 12 و یَهُوَه یهودا را در زمین مقد‌ّس برای مِلك خود به تصر‌ّف خواهد آورد و اورشلیم را بار دیگر خواهد برگزید. 13 ای تمامی بشر به حضور یَهُوَه خاموش باشید زیرا كه او از مسكن مقد‌ّس خود برخاسته است.”

زكریا فصل 3

 

1 و یهوشَع رئیس كهنه را به من نشان داد كه به حضور فرشتة یَهُوَه ایستاده بود و شیطان به دست راست وی ایستاده تا با او مخاصمه نماید. 2 و یَهُوَه به شیطان گفت: “ای شیطان یَهُوَه تو را نهیب نماید! یَهُوَه كه اورشلیم را برگزیده است تو را نهیب نماید. آیا این نیمسوزی نیست كه از میان آتش ربوده شده است؟” 3 و یهوشع به لباس پلید ملبس بود و به حضور فرشته ایستاده بود. 4 و آنانی را كه به حضور وی ایستاده بودند خطاب كرده گفت: “لباس پلید را از برش بیرون كنید.” و او را گفت: “ببین عصیانت را از تو بیرون كردم و لباس فاخر به تو پوشانیدم.” 5 و من گفتم كه عمامة طاهر بر سرش بگذارند. پس عمامة طاهر بر سرش گذاردند و او را به لباس پوشانیدند و فرشتة یَهُوَه ایستاده بود.

6 و فرشتة یَهُوَه یهوشَع را اعلام نموده گفت: 7 “یَهُوَه صبایوت چنین میفرماید: اگر به طریقهای من سلوك نمایی و ودیعت مرا نگاه داری تو نیز خانة مرا داوری خواهی نمود و صحن‌های مرا محافظت خواهی كرد و تو را در میان آنانی كه نزد من می‌ایستند بار خواهم داد. 8 پس ای یهوشَع رئیس كَهنَه بشنو تو و رفقایت كه به حضور تو می‌نشینند زیرا كه ایشان مردان علامت هستند. (بشنوید) زیرا كه اینك من بندة خود شاخه را خواهم آورد. 9 و همانا آن سنگی كه به حضور یهوشَع میگذارم بر یك سنگ هفت چشم می‌باشد. اینك یَهُوَه صبایوت میگوید كه من نقش آنرا رقم خواهم كرد و عصیان این زمین را در یكروز رفع خواهم نمود. 10 و یَهُوَه صبایوت میگوید كه هركدام از شما همسایة خود را زیر مو و زیر انجیر خویش دعوت خواهید نمود.”

زكریا فصل 4

 

1 و فرشته‌ای كه با من تكلّم مینمود برگشته مرا مثل شخصی كه از خواب بیدار شود بیدار كرد 2 و به من گفت: “چه چیز می‌بینی؟” گفتم: “نظر كردم و اینك شمعدانی كه تمامش طلاست و روغندانش بر سرش و هفت چراغش بر آن است و هر چراغ كه بر سرش می‌باشد هفت لوله دارد. 3 و به پهلوی آن دو درخت زیتون كه یكی بطرف راست روغندان و دیگری بطرف چپش می‌باشد.”

4 و من توجه نموده فرشته‌ای را كه با من تكلّم مینمود خطاب كرده گفتم: “ای آقایم اینها چه می‌باشد؟” 5 و فرشته‌ای كه با من تكلّم مینمود مرا جواب داد و گفت: “آیا نمیدانی كه اینها چیست؟” گفتم: “نه ای آقایم.”

6 او در جواب من گفت: “این است كلامی كه یَهُوَه به زَر‌ُبابِل میگوید: نه به قدرت و نه به قو‌ّت بلكه به روح من. قول یَهُوَه صبایوت این است. 7 ای كوه بزرگ تو چیستی؟ در حضور زَر‌ُبابِل به همواری مبد‌ّل خواهی شد و سنگ سر آنرا بیرون خواهد آورد و صدا خواهند زد فیض فیض بر آن باشد.”

8 و كلام یَهُوَه بر من نازل شده گفت: 9 “دستهای زَر‌ُبابِل این خانه را بنیاد نهاد و دستهای وی آنرا تمام خواهد كرد و خواهی دانست كه یَهُوَه صبایوت مرا نزد شما فرستاده است. 10 زیرا كیست كه روز امور كوچك را خوار شمارد زیرا كه این هفت مسرور خواهند شد حینی كه شاقول را در دست زَر‌ُبابِل می‌بینند. و اینها چشمان یَهُوَه هستند كه در تمامی جهان ترد‌ّد مینمایند.”

11 پس من او را خطاب كرده گفتم: “این دو درخت زیتون كه بطرف راست و بطرف چپ شمعدان هستند چه می‌باشند؟”

12 و بار دیگر او را خطاب كرده گفتم كه “این دو شاخة زیتون به پهلوی دو لولة زر‌ّینی كه روغن طلا را از خود می‌ریزد چیستند؟”

13 او مرا جواب داده گفت: “آیا نمیدانی كه اینها چیستند؟” گفتم: “نه آقایم.” 14 گفت: “اینها پسران روغن زیت می‌باشند كه نزد مالِكِ تمامی جهان می‌ایستند.”

زكریا فصل 5

 

1 و باز چشمان خود را برافراشته نگریستم و طوماری پر‌ّان دیدم. 2 و او مرا گفت: “چه چیز می‌بینی؟” گفتم: “طوماری پر‌ّان می‌بینم كه طولش بیست ذراع و عرضش ده ذراع می‌باشد.” 3 او مرا گفت: “این است آن لعنتی كه بر روی تمامی جهان بیرون میرود زیرا كه از اینطرف هر دزد موافق آن منقطع خواهد شد و از آنطرف هر كه سوگند خورد موافق آن منقطع خواهد گردید. 4 یَهُوَه صبایوت میگوید: من آنرا بیرون خواهم فرستاد و به خانة دزد و به خانة هركه به اسم من قسم دروغ خور‌َد داخل خواهد شد و در میان خانه‌اش نزیل شده آنرا با چوبهایش و سنگهایش منهدم خواهد ساخت.”

 

5 پس فرشته‌ای كه با من تكلّم می‌نمود بیرون آمده مرا گفت: “چشمان خود را برافراشته ببین كه اینكه بیرون میرود چیست؟”

6 گفتم: “این چیست؟” او جواب داد: “این است آن ایفایی كه بیرون میرود و گفت نمایش ایشان در تمامی جهان این است.”

7 و اینك وزنه‌ای از سرب برداشته شد. و زَنی در میان ایفا نشسته بود. 8 و او گفت: “این شرارت است.” پس وی را در میان ایفا انداخت و آن سنگ سرب را بر دهنه‌اش نهاد. 9 پس چشمان خود را برافراشته نگریستم و اینك دو زن بیرون آمدند و باد در بالهای ایشان بود و بالهای ایشان مثل بالهای لَق‌لَق بود و ایفا را به میان زمین و آسمان برداشتند.

10 پس به فرشته‌ای كه با من تكلّم می‌نمود گفتم: “اینها ایفا را كجا میبرند؟”

11 او مرا جواب داد: “تا خانه‌ای در زمین شِنعار برای وی بنا نمایند و چون آن مهیا شود آنگاه او در آنجا بر پایة خود برقرار خواهد شد.”

زكریا فصل 6

 

1 و بار دیگر چشمان خود را برافراشته نگریستم و اینك چهار ارابه از میان دو كوه بیرون میرفت و كوهها كوههای مسین بود. 2 در ارابة او‌ّل اسبان سرخ و در ارابة دو‌ّم اسبان سیاه 3 و در ارابة سو‌ّم اسبان سفید و در ارابة چهارم اسبان ابلقِ قو‌ّی بود. 4 و فرشته را كه با من تكلّم مینمود خطاب كرده گفتم: “ای آقایم اینها چیستند؟” 5 فرشته در جواب من گفت: “اینها چهار روح افلاك می‌باشند كه از ایستادن به حضور مالك تمامی جهان بیرون میروند. 6 اما آنكه اسبان سیاه را دارد اینها بسوی زمین شمال بیرون میروند و اسبان سفید در عقب آنها بیرون میروند و ابلقها به زمین جنوب بیرون میروند.” 7 و آن اسبان قو‌ّی بیرون رفته آرزو دارند كه بروند و در جهان گردش نمایند و او گفت: “بروید و در جهان گردش نمایید.” پس در جهان گردش كردند. 8 و او به من ندا در داد و مرا خطاب كرده گفت: “ببین آنهایی كه به زمین شمال بیرون رفته‌اند خشم مرا در زمین شمال فرو نشانیدند.”

 

9 و كلام یَهُوَه به من نازل شده گفت: 10 “از اسیران یعنی از حلدای و طُوبیا و ید‌َعیا كه از بابل آمده‌اند بگیر و در همانروز بیا و به خانة یوشیا ابن‌صَفَیا داخل شو. 11 پس نقره و طلا بگیر و تاجی ساخته آنرا بر سر یهوشَع بن‌یهوصادق رئیس كَهنَه بگذار. 12 و او را خطاب كرده بگو: یَهُوَه صبایوت چنین میفرماید و میگوید: اینك مردی كه به شاخه مسمی است و از مكان خود خواهد رویید و هیكل یَهُوَه را بنا خواهد نمود. 13 پس او هیكل یَهُوَه را بنا خواهد نمود و جلال را متحمل خواهد شد و بر كرسی او جلوس نموده حكمرانی خواهد كرد و بر كرسی او كاهن خواهد بود و مشورت سلامتی در میان هر دو ایشان خواهد بود. 14 و آن تاج برای حالَم و طو‌ُبیا و ید‌َعیا و حین‌بن‌صَفَنیا به جهت یادگاری در هیكل یَهُوَه خواهد بود. 15 و آنانی كه دورند خواهند آمد و در هیكل یَهُوَه بنا خواهند نمود و خواهید دانست كه یَهُوَه صبایوت مرا نزد شما فرستاده است. و اگر قول یَهُوَه خدای خویشرا بكلّی اطاعت نمایید این واقع خواهد شد.”

زكریا فصل 7

 

1 و در سال چهارم داریوش پادشاه واقع شد كه كلام یَهُوَه در روز چهارم ماه نهم كه ماه كِسلُو باشد بر زكریا نازل شد. 2 و اهل بیت‌ئیل یعنی شَراصَر و ر‌َجِم ملَك و كسان ایشان فرستاده بودند تا از یَهُوَه مسألت نمایند. 3 و به کاهنانی كه در خانة یَهُوَه صبایوت بودند و به انبیا تكلّم نموده گفتند: “آیا در ماه پنجم می‌باید كه من گریه كنم و زهد ورزم چنانكه در این سالها كردم؟”

4 پس كلام یَهُوَه صبایوت به من نازل شده گفت: 5 “تمامی قوم زمین و کاهنان را خطاب كرده بگو: چون در این هفتاد سال در ماه پنجم و ماه هفتم روزه داشتید و نوحه‌گری نمودید آیا برای من هرگز روزه میداشتید؟ 6 و چون میخورید و چون می‌نوشید آیا به جهت خود نمی‌خورید و برای خود نمی‌نوشید؟ 7 آیا كلامی را كه یَهُوَه به واسطة انبیای سلف ندا كرد هنگامی كه اورشلیم مسكون و امن می‌بود و شهرهای مجاورش و جنوب و هامون مسكون می‌بود (نمی‌دانید)؟ “

8 وكلام یَهُوَه بر ز‌َكَریا نازل شده گفت: 9 “یَهُوَه صبایوت امر فرموده چنین میگوید: براستی داوری نمایید و با یكدیگر احسان و لطف معمول دارید. 10 و بر بیوه‌زنان و یتیمان و غریبان و فقیران ظلم منمایید و در دلهای خود بر یكدیگر بدی میندیشید. 11 اما ایشان از گوش گرفتن ابا نمودند و سركشی كرده گوشهای خود را از شنیدن سنگین ساختند. 12 بلكه دلهای خویشرا (مثل) الماس سخت نمودند تا شریعت و كلامی را كه یَهُوَه صبایوت به روح خود به واسطة انبیای سلف فرستاده بود نشنوند بنابراین خشم عظیمی از جانب یَهُوَه صبایوت صادر شد. 13 پس واقع خواهد شد چنانكه او ندا كرد و ایشان نشنیدند همچنان یَهُوَه صبایوت میگوید ایشان فریاد خواهند برآورد و من نخواهم شنید. 14 و ایشانرا بر روی تمامی امتهایی كه نشناخته بودند به گردباد پراكنده خواهم ساخت و زمین در عقب ایشان چنان ویران خواهد شد كه كسی در آن عبور و ترد‌ّد نخواهد كرد. پس زمین مرغوب را ویران ساخته‌اند.”

زكریا فصل 8

 

1 و كلام یَهُوَه صبایوت بر من نازل شده گفت: 2 “یَهُوَه صبایوت چنین میفرماید: برای صهیون غیرت عظیمی دارم و با غضبِ سخت برایش غیور هستم. 3 یَهُوَه چنین میگوید: به صهیون مراجعت نموده‌ام و در میان اورشلیم ساكن خواهم شد و اورشلیم به شهر حق‌ّ و كوه یَهُوَه صبایوت به كوه مقد‌ّس مسمی خواهد شد. 4 یَهُوَه صبایوت چنین میگوید: مردان پیر و زنان پیر باز در كوچه‌های اورشلیم خواهند نشست و هریكی از ایشان به سبب زیادتی عمر عصای خود را در دست خود خواهد داشت. 5 و كوچه‌های شهر از پسران و دختران كه در كوچه‌هایش بازی میكنند پر خواهد شد. 6 یَهُوَه صبایوت چنین میگوید: اگر این امر در این روزها به نظر بقیة این قوم عجیب نماید آیا در نظر من عجیب خواهد نمود؟ قول یَهُوَه صبایوت این است.

7 “یَهُوَه صبایوت چنین میگوید: اینك من قوم خود را از زمین مشرق و از زمین مغرب آفتاب خواهم رهانید. 8 و ایشانرا خواهم آورد كه در اورشلیم سكونت نمایند و ایشان قوم من خواهند بود و من براستی و عدالت خدای ایشان خواهم بود. 9 یَهُوَه صبایوت چنین میگوید: دستهای شما قو‌ّی شود ای كسانی كه در این ایام این كلام را از زبان انبیا شنیدید كه آن در روزی كه بنیاد خانة یَهُوَه صبایوت را برای بنا نمودن هیكل نهادند واقع شد. 10 زیرا قبل از این ایام مردی برای انسان نبود و نه مزدی به جهت حیوان و به سبب دشمن برای هركه خروج و دخول میكرد هیچ سلامتی نبود و من همة كسان را به ضد‌ّ یكدیگر واداشتم. 11 اما الآن یَهُوَه صبایوت میگوید: من برای بقیة این قوم مثل ایام سابق نخواهم بود. 12 زیرا كه زرعِ سلامتی خواهد بود و مو میوة خود را خواهد داد و زمین محصول خود را خواهد آورد و آسمان شبنم خویشرا خواهد بخشید و من بقیة این قوم را مالك جمیع این چیزها خواهم گردانید. 13 و واقع خواهد شد چنانكه شما ای خاندان یهودا و ای خاندان اسرائیل در میان امتها (مورد) لعنت شده‌اید همچنان شما را نجات خواهم داد تا (مورد) بركت بشوید پس مترسید و دستهای شما قو‌ّی باشد. 14 زیرا كه یَهُوَه صبایوت چنین میگوید: چنانكه قصد نمودم كه به شما بدی برسانم حینی كه پدران شما خشم مرا به هیجان آوردند و یَهُوَه صبایوت میگوید كه از آن پشیمان نشدم. 15 همچنین در این روزها رجوع نموده قصد خواهم نمود كه به اورشلیم و خاندان یهودا احسان نمایم. پس ترسان مباشید. 16 و این است كارهایی كه باید بكنید: با یكدیگر راست گویید و در دروازه‌های خود انصاف و داوری سلامتی را اجرا دارید. 17 و در دلهای خود برای یكدیگر بدی میندیشید و قَسم دروغ را دوست مدارید زیرا یَهُوَه میگوید از همة این كارها نفرت دارم.”

18 و كلام یَهُوَه صبایوت بر من نازل شده گفت: 19 “یَهُوَه صبایوت چنین میگوید: روزة ماه چهارم و روزة ماه پنجم و روزة ماه هفتم و روزة ماه دهم برای خاندان یهودا به شادمانی و آقا و عیدهای خوش مبد‌ّل خواهد شد. پس راستی و سلامتی را دوست بدارید. 20 یَهُوَه صبایوت چنین میگوید: بار دیگر واقع خواهد شد كه قومها و ساكنان شهرهای بسیار خواهند آمد. 21 و ساكنان یك شهر به شهر دیگر رفته خواهند گفت: بیایید برویم تا از یَهُوَه مسألت نماییم و یَهُوَه صبایوت را بطلبیم و من نیز خواهم آمد. 22 و قومهای بسیار و امتهای عظیم خواهند آمد تا یَهُوَه صبایوت را در اورشلیم بطلبند و از یَهُوَه مسألت نمایند. 23 یَهُوَه صبایوت چنین میگوید در آنروزها ده نفر از همة زبانهای امتها به دامن شخص یهودی چنگ زده متمسك خواهند شد و خواهند گفت همراه شما می‌آییم زیرا شنیده‌ایم كه خدا با شما است.”

زكریا فصل 9

 

1 وحی كلام یَهُوَه بر زمین حدراخ (نازل میشود) و دمشق محل آن میباشد زیرا كه نظر انسان و نظر تمامی اسباط اسرائیل بسوی یَهُوَه است. 2 و بر حمات نیز كه مجاور آن است و بر صور و صَید‌ُون اگر چه بسیار دانشمند می‌باشد. 3 و صور برای خود ملاذی منیع ساخت و نقره را مثل غبار و طلا را مانند گِلِ كوچه‌ها انباشت. 4 اینك یَهُوَه او را اخراج خواهد كرد و قو‌ّتش را كه در دریا میباشد تلف خواهد ساخت و خودش به آتش سوخته خواهد شد. 5 اَشقَلُون چون اینرا بیند خواهد ترسید و غَز‌َّه بسیار دردناك خواهد شد و عقرون نیز زیرا كه اعتماد او خجل خواهد گردید و پادشاه از غَز‌َّه هلاك خواهد شد و اَشقَلُون مسكون نخواهد گشت. 6 و حرام‌زاده‌ای در اَشد‌ُود جلوس خواهد نمود و حشمت فلسطینیان را منقطع خواهم ساخت. 7 و خون او را از دهانش بیرون خواهم آورد و رجاساتش را از میان دندانهایش و بقیة او نیز به جهت خدای ما خواهد بود و خودش مثل امیری در یهودا و عقر‌ُون مانند یبوسی خواهد شد. 8 و من گرداگرد خانة خود به ضد‌ّ لشكر آُردو خواهم زد تا كسی از آن عبور و مرور نكند و ظالم بار دیگر از میان آنها گذر نخواهد كرد زیرا كه حال به چشمان خود مشاهده نموده‌ام.

 

9 ای دختر صهیون بسیار وجد بنما و ای دختر اورشلیم آواز شادمانی بده! اینك پادشاه تو نزد تو می‌آید. او عادل و صاحب نجات و حلیم می‌باشد و بر الاغ و بر كُر‌ّه بچة الاغ سوار است. 10 و من ارابه را از اَفرایم و اسب را از اورشلیم منقطع خواهم ساخت و كمان جنگی شكسته خواهد شد و او با امتها به سلامتی تكلّم خواهد نمود و سلطنت او از دریا تا دریا و از نهر تا اقصای زمین خواهد بود. 11 و اما من اسیران تو را نیز به واسطة خون عهد تو از چاهی كه در آن آب نیست رها كردم. 12 ای اسیرانِ امید به ملاذ منیع مراجعت نمایید. امروز نیز خبر میدهم كه به شما (نصیب) مضاعف رد‌ّ خواهم نمود. 13 زیرا كه یهودا را برای خود زه خواهم كرد و افرایم را تیركمان خواهم ساخت و پسران تو را ای صهیون به ضد‌ّ پسران تو ای یاوان خواهم برانگیخت و تو را مثل شمشیر جبار خواهم گردانید.

 

14 و یَهُوَه بالای ایشان ظاهر خواهد شد و تیر او مانند برق خواهد جست و سلطان تعالی یَهُوَه كَرِنّا را نواخته برگِردبادهای جنوبی خواهد تاخت. 15 یَهُوَه صبایوت ایشانرا حمایت خواهد كرد و ایشان غذا خورده سنگهای فلاخن را پایمال خواهند كرد و نوشیده مثل از شراب نعره خواهند زد و مثل جامها و مانند گوشه‌های مذبح پر خواهند شد. 16 و یَهُوَه خدای ایشان ایشانرا در آنروز مثل گوسفندانِ قوم خود خواهد رهانید زیرا كه مانند جواهرِ تاج بر زمین او خواهند درخشید. 17 زیرا كه حسن و زیبایی او چقدر عظیم است. گندم جوانان را و عصیر انگور دوشیزگان را خر‌ّم خواهد ساخت.

زكریا فصل 10

 

1 باران را در موسم بارانِ آخر از یَهُوَه بطلبید. از یَهُوَه كه برقها را میسازد و او به ایشان باران فراوان هركس در زمینش گیاه خواهد بخشید. 2 زیرا كه تَرافیم سخن باطل میگویند و فالگیران رؤیاهای دروغ می‌بینند و خوابهای باطل بیان میكنند و تسلّی بیهوده میدهند از این جهت مثل گوسفندان آواره میباشند و از نبودن شبان ذلیل میگردند. 3 خشم من بر شبانان مشتعل شده است و به بزهای نر عقوبت خواهم رسانید زیرا كه یَهُوَه صبایوت از گلة خود یعنی از خاندان یهودا تفقّد خواهد نمود و ایشانرا مثل اسب جنگی جلال خود خواهد گردانید. 4 از او سنگ زاویه و از او میخ و از او كمان جنگی و از او همة ستمكاران با هم بیورن می‌آیند. 5 و ایشان مثل جباران (دشمنان خود را) در گِل كوچه‌ها در عرصة جنگ پایمال خواهند كرد و محاربه خواهند نمود زیرا یَهُوَه با ایشان است و اسب سواران خجل خواهند گردید.

6 و من خاندان یهودا را تقویت خواهم كرد و خاندان یوسف را خواهم رهانید و ایشانرا به امنیت ساكن خواهم گردانید زیرا كه بر ایشان رحمت دارم و چنان خواهند بود كه گویا ایشانرا ترك ننموده بودم زیرا یَهُوَه خدای ایشن من هستم پس ایشانرا اجابت خواهم نمود. 7 و بنی‌افرایم مثل جباران شده دل ایشان گویا از شراب مسرور خواهد شد و پسران ایشان چون اینرا بینند شادی خواهند نمود و دل ایشان در یَهُوَه وجد خواهد كرد. 8 و ایشانرا صدا زده جمع خواهم كرد زیرا كه ایشانرا فدیه داده‌ام و افزوده خواهند شد چنانكه در قبل افزوده شده بودند. 9 و ایشانرا در میان قومها خواهم كاشت و مرا در مكانهای بعید بیاد خواهند آورد و با پسران خود زیست نموده مراجعت خواهند كرد. 10 و ایشانرا از زمین مصر باز خواهم آورد و از اَشّور جمع خواهم نمود و به زمین جِلعاد و لبنان داخل خواهم ساخت و آن گنجایش ایشان را نخواهد داشت. 11 و او از دریای مصیبت عبور نموده امواج دریا را خواهد زد و همة ژرفیهای نهر خشك خواهد شد و حشمت اَشّور زایل خواهد گردی و عصای مصر نیست خواهد شد. 12 و ایشانرا در یَهُوَه قو‌ّی خواهم ساخت و در نام او سالك خواهند شد. قول یَهُوَه این است.

زكریا فصل 11

1 ای لبنان درهای خود را باز كن تا آتش سروهای آزاد تو را بسوزاند. 2 ای صنوبر ولوِلَه نما زیرا كه سرو آزاد افتاده است (و درختان) بلند خراب شده. ای بلوطهای باشان ولوله نمایید زیرا كه جنگ منیع افتاده است. 3 صدای وِلوِلَة شبانان است زیرا كه جلال ایشان خراب شده صدای غر‌ّش شیران ژیان است زیرا كه شوكت اُرد‌ُن ویران گردیده است.

 

4 یَهُوَه خدای من چنین میفرماید كه گوسفندان ذبح را بچران. 5 كه خریداران ایشان آنها را ذبح می‌نمایند و مجرم شمرده نمیشوند و فروشندگان ایشان میگویند: یَهُوَه متبارك باد زیرا كه دولتمند شده‌ایم. و شبانان انها برایشان شفقت ندارند. 6 زیرا یَهُوَه میگوید: بر ساكنان این زمین بار دیگر ترحم نخواهم نمود و اینك من هركس از مردمان را به دست همسایه‌اش و به دست پادشاهش تسلیم خواهم نمود و زمینرا ویران خواهند ساخت و از دست ایشان رهایی نخواهم بخشید. 7 پس من گلة ذبح یعنی ضعیف‌ترین گله را چرانیدم و دو عصا برای خود گرفتم كه یكی از آنها را نَعمه نامیدم و دیگری را حبال نام نهادم و گله را چرانیدم. 8 و در یك ماه سه شبان را منقطع ساختم و جان من از ایشان بیزار شد و جان ایشان نیز از من متنفّر گردید. 9 پس گفتم شما را نخواهم چرانید. آنكه مردنی است بمیرد و آنكه هلاك شدنی است هلاك شود و باقیماندگان گوشت یكدیگر را بخورند. 10 پس عصای خود نَعمه را گرفته آنرا شكستم تا عهدی را كه با تمامی قومها بسته بودم شكسته باشم. 11 پس در آنروز شكسته شد و آن ضعیف‌ترین گله كه منتظر من می‌بودند فهمیدند كه این كلام یَهُوَه است. 12 و به ایشان گفتم: اگر در نظر شما پسند آید مزد مرا بدهید والّا ندهید. پس به جهت مزد من سی پارة نقره وزن كردند. 13 و یَهُوَه مرا گفت: آنرا نزد كوزه‌گر بینداز این قیمت گران را كه مرا به آن قیمت كردند. پس سی پارة نقره را گرفته آنرا در خانة یَهُوَه نزد كوزه‌گر انداختم. 14 و عصای دیگر خود حبال را شكستم تا برادری را كه در میان یهودا و اسرائیل بود شكسته باشم.

15 و یَهُوَه مرا گفت: “بار دیگر آلات شبان احمق را برای خود بگیر. 16 زیرا اینك من شبانی را در این زمین خواهم برانگیخت كه از هالكان تفقّد نخواهد نمود و گم‌شدگان را نخواهد طلبید و مجروحان را معالجه نخواهد كرد و ایستادگان را نخواهد پرورد بلكه گوشت فربهان را خواهد خورد و سمهای آنها را خواهد كَند. 17 وای بر شبان باطل كه گله را ترك مینماید. شمشیر بر بازویش و بر چشم راستش فرود خواهد آمد و بازویش بالكلّ خشك خواهد شد و چشم راستش بكلّی تار خواهد گردید.”

زكریا فصل 12

 

1 وحی كلام یَهُوَه دربارة اسرائیل. قول یَهُوَه است كه آسمانها را گسترانید و بنیاد زمین را نهاد و روح انسانرا در اندرون او ساخت. 2 اینك من اورشلیم را برای جمیع قومهای مجاورش كاسة سرگیجش خواهم ساخت و این بر یهودا نیز حینی كه اورشلیم را محاصره میكنند خواهد شد. 3 و در آنروز اورشلیم را برای جمیع قومها سنگی گرانبار خواهم ساخت و همة كسانی كه آنرا بر خود بار كنند سخت مجروح خواهند شد و جمیع امتهای جهان به ضد‌ّ او جمع خواهد گردید. 4 یَهُوَه میگوید در آنروز من همة اسبان را به حیرت و سواران آنها را به جنون مبتلا خواهم ساخت. و چشمان خود را بر خاندان یهودا باز نموده همة اسبان قومها را به كوری مبتلا خواهم كرد. 5 و آقاان یهودا در دل خود خواهند گفت كه ساكنان اورشلیم در خدای خود یَهُوَه صبایوت قو‌ّت من می‌باشند. 6 در آنروز آقاان یهودا را مثل آتشدانی در میان هیزم و مانند شعلة آتش در میان بافه‌ها خواهم گردانید و همة قومهای مجاور خویش را از طرف راست و چپ خواهند سوزانید و اورشلیم بار دیگر در مكان خود یعنی در اورشلیم مسكون خواهد شد. 7 و یَهُوَه خیمه‌های یهودا را او‌ّل خواهد رهانید تا حشمت خاندان داود و حشمت ساكنان اورشلیم بر یهودا فخر ننماید. 8 در آنروز یَهُوَه ساكنان اورشلیم را حمایت خواهد نمود و ضعیف‌ترین ایشان در آنروز مثل داود خواهد بود و خاندان داود مانند خدا مثل فرشتة یَهُوَه در حضور ایشان خواهند بود. 9 و در آنروز قصد هلاك نمودن جمیع امتهایی كه به ضد‌ّ اورشلیم می‌آیند خواهم نمود.

 

10 و بر خاندان داود و بر ساكنان اورشلیم روح فیض و تضر‌ّعات را خواهم ریخت و بر من كه نیزه زده‌اند خواهند نگریست و برای من مثل نوحه‌گری برای پسر یگانة خود نوحه‌گری خواهند نمود و مانند كسی كه برای نخستزادة خویش ماتم گیرد برای من ماتم تلخ خواهند گرفت. 11 در آنروز ماتم عظیمی مانند ماتم هد‌َدرِمون در همواری مجِد‌ُّون در اورشلیم خواهد بود. 12 و اهل زمین ماتم خواهند گرفت هر قبیله علیحده قبیلة خاندان داود علیحده و زنان ایشان علیحده قبیلة خاندان ناتان علیحده و زنان ایشان علیحده. 13 قبیلة خاندان لاوی علیحده و زنان ایشان علیحده قبیلة شِمعی علیحده و زنان ایشان علیحده 14 و جمیع قبایلی كه باقیمانده باشند هر قبیله علیحده و زنان ایشان علیحده.

زكریا فصل 13

 

1 در آنروز برای خاندان داود و ساكنان اورشلیم چشمه‌ای به جهت گناه و نجاست مفتوح خواهد شد. 2 و یَهُوَه صبایوت میگوید در آنروز نامهای بتها را از روی زمین منقطع خواهم ساخت كه بار دیگر آنها را بیاد نخواهند آورد و انبیا و روح پلید را نیز از زمین دور خواهم كرد. 3 و هركه بار دیگر نبو‌ّت نماید پدر و مادرش كه او را تولید نموده‌اند وی را خواهند گفت كه زنده نخواهی ماند زیرا كه به اسم یَهُوَه دروغ میگویی. و چون نبو‌ّت نماید پدر و مادرش كه او را تولید نموده‌اند وی را عرضة تیغ خواهند ساخت. 4 و در آنروز هركدام از آن انبیا چون نبو‌ّت میكنند از رؤیاهای خویش خجل خواهند شد و جامة پشمین به جهت فریب دادن نخواهند پوشید. 5 و هریك خواهد گفت: من نبی نیستم بلكه زرع كنندة زمین می‌باشم زیرا كه از طفولیت خود به غلامی فروخته شده‌ام. 6 و او را خواهند گفت: این جراحات كه در دستهای تو می‌باشد چیست؟ و او جواب خواهد داد آنهایی است كه در خانة دوستان خویش به آنها مجروح شده‌ام.

 

7 یَهُوَه صبایوت میگوید: “ای شمشیر به ضد‌ّ شبان من و به ضد‌ّ آن مردی كه همدوش من است برخیز! شبان را بزن و گوسفندان پراكنده خواهند شد و من دست خود را بر كوچكان خواهم برگردانید.”

8 و یَهُوَه میگوید كه “در تمامی زمین دو حصّه منقطع شده خواهند مرد و حصّة سو‌ّم در آن باقی خواهد ماند. 9 و حصّة سو‌ّم را از میان آتش خواهم گذرانید و ایشانرا مثل قال گذاشتن نقره قال خواهم گذاشت و مثل مصفّی ساختن طلا ایشانرا مصفّی خواهم نمود و اسم مرا خواهند خواند و من ایشانرا اجابت نموده خواهم گفت كه ایشان قوم من هستند و ایشان خواهند گفت كه یَهُوَه خدای ما می‌باشد.”

زكریا فصل 14

 

1 اینك روز یَهُوَه می‌آید و غنیمت تو در میانت تقسیم خواهد شد. 2 و جمیع امتها را به ضد‌ّ اورشلیم برای جنگ جمع خواهم كرد و شهر را خواهند گرفت و خانه‌ها را تاراج خواهند نمود و زنان را بی‌عصمت خواهند كرد و نصف اهل شهر به اسیری خواهند رفت و بقیة قوم از شهر منقطع نخواهند شد. 3 و یَهُوَه بیرون آمده با آن قومها مقاتله خواهد نمود چنانكه در روز جنگ مقاتله نمود. 4 و در آنروز پایهای او بر كوه زیتون كه از طرف مشرق به مقابل اورشلیم است خواهد ایستاد و كوه زیتون در میانش از مشرق تا مغرب منشَق شده در‌ّة بسیار عظیمی خواهد شد و نصف كوه بطرف شمال و نصف دیگرش بطرف جنوب منتقل خواهد گردید. 5 و بسوی در‌ّة كوههای من فرار خواهید كرد زیرا كه در‌ّة كوهها تا به اَصَل خواهد رسید و شما خواهید گریخت چنانكه در ایام عزّیا پادشاه یهودا از زلزله فرار كردید و یَهُوَه خدای من خواهد آمد و جمیع مقد‌ّسان همراه تو (خواهند آمد).

6 و در آنروز نور (آفتاب) نخواهد بود و كواكبِ درخشنده گرفته خواهند شد. 7 و آن یك روز معروف یَهُوَه خواهد بود. نَه روز و نَه شب اما در وقت شام روشنایی خواهد بود. 8 و در آنروز آبهای زنده از اورشلیم جاری خواهد شد (كه) نصف آنها بسوی دریای شرقی و نصف دیگر آنها بسوی دریای غربی (خواهد رفت). در تابستان و در زمستان چنین واقع خواهد شد. 9 و یَهُوَه بر تمامی زمین پادشاه خواهد بود. در آنروز یَهُوَه واحد خواهد بود و اسم او واحد. 10 و تمامی زمین از جبع تا رِمو‌ُن كه بطرف جنوب اورشلیم است متبد‌ّل شده مثل عر‌َبه خواهد گردید و (اورشلیم) مرتفع شده در مكان خود از دروازة بنیامین تا جای دروازة او‌ّل و تا دروازة زاویه و از برج حنَنئیل تا چرخشت پادشاه مسكون خواهد شد. 11 و در آن ساكن خواهند شد و دیگر لعنت نخواهد بود و اورشلیم به امنیت مسكون خواهد شد.

12 و این بلایی خواهد بود كه یَهُوَه برهمة قومهایی كه با اورشلیم جنگ كنند وارد خواهد آورد. گوشت ایشان در حالتی كه بر پایهای خود ایستاده باشند كاهیده خواهد شد و چشمانشان در حدقه گداخته خواهد گردید و زبان ایشان در دهانشان كاهیده خواهد گشت. 13 و در آنروز اضطراب عظیمی از جانب یَهُوَه در میان ایشان خواهد بود و دست یكدیگر را خواهند گرفت و دست هركس به ضد‌ّ دست دیگری بلند خواهد شد. 14 و یهودا نیز نزد اورشلیم جنگ خواهد نمود و دولت جمیع امتهای مجاور آن از طلا و نقره و لباس از حد‌ّ زیاده جمع خواهد شد. 15 و بلای اسبان و قاطران و شتران و الاغها و تمامی حیواناتی كه در آن اُردوها باشند همچنان مانند این بلا خواهد بود. 16 و واقع خواهد شد كه همة باقیماندگان از جمیع امتهایی كه به ضد‌ّ اورشلیم آیند هر سال برخواهند آمد تا یَهُوَه صبایوت پادشاه را عبادت نمایند و عید خیمه‌ها را نگاه دارند. 17 و هر كدام از قبایل زمین كه به جهت عبادت یَهُوَه صبایوت پادشاه برنیایند بر ایشان باران نخواهد شد. 18 و اگر قبیلة مصر برنیایند و حاضر نشوند بر ایشان نیز (باران) نخواهد شد. این است بلایی كه یَهُوَه وارد خواهد آورد بر امتهایی كه به جهت نگاه‌داشتن عید خیمه‌ها برنیایند. 19 این است قصاص مصر و قصاص همة امتهایی كه به جهت نگاه داشتن عید خیمه‌ها برنیایند.

 

20 و در آنروز بر زنگهای اسبان “مقد‌ّسِ یَهُوَه” (منقوش) خواهد شد و دیگها در خانة یَهُوَه مثل كاسه‌های پیش مذبح خواهد بود. 21 بلكه همة دیگهایی كه در اورشلیم و یهودا می‌باشد مقد‌ّسِ یَهُوَه صبایوت خواهد بود و همة كسانی كه قربانی میگذرانند آمده از آنها خواهند گرفت و در آنها طبخ خواهند كرد و در آنوقت بار دیگر هیچ كنعانی در خانة یَهُوَه صبایوت نخواهد بود.

تورات

دسته بندي: کتاب انلاین,کتاب عهد عتیق و جدید,
مطالب مرتبط :

ارسال نظر

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

مطالب تصادفي

مطالب پربازديد